مولوی
-
بخش ۴ – در حجره گشادن مصطفی علیهالسلام بر مهمان و خود را پنهان کردن تا او خیال گشاینده را نبیند و خجل شود و گستاخ بیرون رود
مصطفی صبح آمد و در را گشاد صبح آن گمراه را او راه داد در گشاد و گشت پنهان مصطفی…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۳ – در سبب ورود این حدیث مصطفی صلوات الله علیه که الکافر یاکل فی سبعه امعاء و الممن یاکل فی معا واحد
کافران مهمان پیغامبر شدند وقت شام ایشان به مسجد آمدند که آمدیم ای شاه ما اینجا قنق ای تو مهماندار…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲ – تفسیر خذ اربعه من الطیر فصرهن الیک
تو خلیل وقتی ای خورشیدهش این چهار اطیار رهزن را بکش زانک هر مرغی ازینها زاغوش هست عقل عاقلان را…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱ – سر آغاز
شه حسامالدین که نور انجمست طالب آغاز سفر پنجمست این ضیاء الحق حسام الدین راد اوستادان صفا را اوستاد گر…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۳۹ – نمودن جبرئیل علیهالسلام خود را به مصطفی صلیالله علیه و سلم به صورت خویش و از هفتصد پر او چون یک پر ظاهر شد افق را بگرفت و آفتاب محجوب شد با همه شعاعش
مصطفی میگفت پیش جبرئیل که چنانک صورت تست ای خلیل مر مرا بنما تو محسوس آشکار تا ببینم مر ترا…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۳۸ – موری بر کاغذ میرفت نبشتن قلم دید قلم را ستودن گرفت موری دیگر کی چشم تیزتر بود گفت ستایش انگشتان را کن کی آن هنر ازیشان میبینم موری دگر کی از هر دو چشم روشنتر بود گفت من بازو را ستایم کی انگشتان فرع بازواند الی آخره
مورکی بر کاغذی دید او قلم گفت با مور دگر این راز هم که عجایب نقشها آن کلک کرد همچو…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۳۷ – رفتن ذوالقرنین به کوه قاف و درخواست کردن کی ای کوه قاف از عظمت صفت حق ما را بگو و گفتن کوه قاف کی صفت عظمت او در گفت نیاید کی پیش آنها ادراکها فدا شود و لابه کردن ذوالقرنین کی از صنایعش کی در خاطر داری و بر تو گفتن آن آسانتر بود بگوی
رفت ذوالقرنین سوی کوه قاف دید او را کز زمرد بود صاف گرد عالم حلقه گشته او محیط ماند حیران…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۳۶ – بیان آنک خلق دوزخ گرسنگانند و نالانند به حق کی روزیهای ما را فربه گردان و زود زاد به ما رسان کی ما را صبر نماند
این سخن پایان ندارد موسیا هین رها کن آن خران را در گیا تا همه زان خوش علف فربه شوند…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۳۵ – اطوار و منازل خلقت آدمی از ابتدا
آمده اول به اقلیم جماد وز جمادی در نباتی اوفتاد سالها اندر نباتی عمر کرد وز جمادی یاد ناورد از…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۳۴ – باقی قصهٔ موسی علیهالسلام
که آمدش پیغام از وحی مهم که کژی بگذار اکنون فاستقم این درخت تن عصای موسیست که امرش آمد که…
بیشتر بخوانید »