مثنوی معنوی
-
بخش ۲۲۵ – نواختن معشوق عاشق بیهوش را تا به هوش باز آید
میکشید از بیهشیاش در بیان اندک اندک از کرم صدر جهان بانگ زد در گوش او شه کای گدا زر…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۲۴ – امرکردن سلیمان علیه السلام پشهٔ متظلم را به احضار خصم به دیوان حکم
پس سلیمان گفت ای زیبادوی امر حق باید که از جان بشنوی حق به من گفتست هان ای دادور مشنو…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۲۳ – داد خواستن پشه از باد به حضرت سلیمان علیه السلام
پشه آمد از حدیقه وز گیاه وز سلیمان گشت پشه دادخواه کای سلیمان معدلت میگستری بر شیاطین و آدمیزاد و…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۲۲ – جذب معشوق عاشق را من حیث لا یعمله العاشق و لا یرجوه و لا یخطر بباله و لا یظهر من ذلک الجذب اثر فی العاشق الا الخوف الممزوج بالیاس مع دوام الطلب
آمدیم اینجا که در صدر جهان گر نبودی جذب آن عاشق نهان ناشکیباکی بدی او از فراق کی دوان باز…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۲۱ – بیان آنک طاغی در عین قاهری مقهورست و در عین منصوری ماسور
دزد قهرخواجه کرد و زر کشید او بدان مشغول خود والی رسید گر ز خواجه آن زمان بگریختی کی برو…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۲۰ – آگاه شدن پیغامبر علیه السلام از طعن ایشان بر شماتت او
گرچه نشنید آن موکل آن سخن رفت در گوشی که آن بد من لدن بوی پیراهان یوسف را ندید آنک…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۱۹ – تفسیر این خبر کی مصطفی علیه السلام فرمود لا تفضلونی علی یونس بن متی
گفت پیغامبر که معراج مرا نیست بر معراج یونس اجتبا آن من بر چرخ و آن او نشیب زانک قرب…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۱۸ – سر آنک بیمراد بازگشتن رسول علیه السلام از حدیبیه حق تعالی لقب آن فتح کرد کی انا فتحنا کی به صورت غلق بود و به معنی فتح چنانک شکستن مشک به ظاهر شکستن است و به معنی درست کردنست مشکی او را و تکمیل فواید اوست
آمدش پیغام از دولت که رو تو ز منع این ظفر غمگین مشو کاندرین خواری نقدت فتحهاست نک فلان قلعه…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۱۷ – تفسیر این آیت کی ان تستفتحوا فقد جائکم الفتح ایهای طاعنان میگفتید کی از ما و محمد علیه السلام آنک حق است فتح و نصرتش ده و این بدان میگفتید تا گمان آید کی شما طالب حقاید بی غرض اکنون محمد را نصرت دادیم تا صاحب حق را ببینید
از بتان و از خدا در خواستیم که بکن ما را اگر ناراستیم آنک حق و راستست از ما و…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۱۶ – نظرکردن پیغامبر علیه السلام به اسیران و تبسم کردن و گفتن کی عجبت من قوم یجرون الی الجنه بالسلاسل و الاغلال
دید پیغامبر یکی جوقی اسیر که همیبردند و ایشان در نفیر دیدشان در بند آن آگاه شیر می نظر کردند…
بیشتر بخوانید »