غزلیات حافظحافظ

غزل ۰۹۶- درد ما را نیست درمان الغیاث

نستعلیق

علامه قزوینی

درد ما را نیست درمان الغیاث

هجر ما را نیست پایان الغیاث

دین و دل بردند و قصد جان کنند

الغیاث از جور خوبان الغیاث

در بهای بوسه‌ای جانی طلب

می‌کنند این دلستانان الغیاث

خون ما خوردند این کافردلان

ای مسلمانان چه درمان الغیاث

همچو حافظ روز و شب بی خویشتن

گشته‌ام سوزان و گریان الغیاث

شرح جلالی

 ١ -به فريادمان برسيد كه درد ما درمان و هجران يار پايان ندارد!

 ٢ -فرياد از ستم خوبان!زيرا كه دل و دين ما را برده‌اند و اينك قصد جان ما را دارند!

3 -به فرياد ما برسيد كه اين دلبران،در برابر يك بوسه،جان عاشقان را از آنان مى‌خواهند!

 ۴ -اى مسلمانان به فرياد برسيد كه اين دلبران كافر دل،خون ما را خورده‌اند!درمان اين درد چيست؟

 ۵ -فرياد كه مانند حافظ،روز و شب از رنج جدايى مى‌سوزم و اشك مى‌ريزم و سرگردانم.

****

دیوان حافظ بر اساس نسخه قزوینی و خانلری

حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین حافظ شیرازی (حدود ۷۲۷ – ۷۹۲ هجری قمری برابر با ۷۰۶ - ۷۶۹ هجری شمسی)، شاعر بزرگ سدهٔ هشتم ایران (برابر قرن چهاردهم میلادی) و یکی از سخنوران نامی جهان است. بیش‌تر شعرهای او غزل هستند که به‌غزلیات حافظ شهرت دارند. گرایش حافظ به شیوهٔ سخن‌پردازی خواجوی کرمانی و شباهت شیوهٔ سخنش با او مشهور است او از مهمترین تأثیرگذاران بر شاعران پس از خود شناخته می‌شود. در قرون هجدهم و نوزدهم اشعار او به زبان‌های اروپایی ترجمه شد و نام او بگونه‌ای به‌محافل ادبی جهان غرب نیز راه یافت. هرساله در تاریخ ۲۰ مهرماه مراسم بزرگداشت حافظ در محل آرامگاه او در شیراز با حضور پژوهشگران ایرانی و خارجی برگزار می‌شود. در ایران این روز را روز بزرگداشت حافظ نامیده‌اند.

نوشته های مشابه

5 دیدگاه

  1. به نظر من این دو بیت ادامه ی شعر است:
    تیر مژگان می زنی بر سینه ام
    الغیاث از تیر مژگان الغیاث
    این بیتش مصراع دومش رو حفظ نیستم:
    هر زمانم درد دیگر میرسد
    …….

دکمه بازگشت به بالا
بستن