گفتی که تو را شوم مدار اندیشه دل خوش کن و بر صبر گمار اندیشه کو صبر و چه دل،…
بیشتر بخوانید »آن جام طرب شکار بر دستم نه وان ساغر چون نگار بر دستم نه آن میکه چو زنجیر بپیچد بر…
بیشتر بخوانید »با شاهد شوخ شنگ و با بربط و نی کنجی و فراغتی و یک شیشه می چون گرم شود ز…
بیشتر بخوانید »قسام بهشت و دوزخ آن عقده گشای ما را نگذارد که درآییم ز پای تا کی بود این گرگ ربایی،…
بیشتر بخوانید »ای کاش که بخت سازگاری کردی با جور زمانه یار یاری کردی از دست جوانیام چو بربود عنان پیری چو…
بیشتر بخوانید »گر همچو من افتاده این دام شوی ای بس که خراب باده و جام شوی ما عاشق و رند و…
بیشتر بخوانید »الا ای آهوی وحشی کجایی مرا با توست چندین آشنایی دو تنها و دو سرگردان دو بیکس دد و دامت…
بیشتر بخوانید »بیا ساقی آن می که حال آورد کرامت فزاید کمال آورد به من ده که بس بیدل افتادهام وز این…
بیشتر بخوانید »شد عرصه زمین چو بساط ارم جوان از پرتو سعادت شاه جهان ستان خاقان شرق و غرب که در شرق…
بیشتر بخوانید »ز دلبری نتوان لاف زد به آسانی هزار نکته در این کار هست تا دانی بجز شکردهنی مایههاست خوبی را…
بیشتر بخوانید »
