خانه | دیوان حافظ | غزلیات | غزل ۱۶۳- گل بی رخ یار خوش نباشد

غزل ۱۶۳- گل بی رخ یار خوش نباشد

گل بی رخ یار خوش نباشد بی باده بهار خوش نباشد
طرف چمن و طواف بستان بی لاله عذار خوش نباشد
رقصیدن سرو و حالت گل بی صوت هزار خوش نباشد
با یار شکرلب گل اندام بی بوس و کنار خوش نباشد
هر نقش که دست عقل بندد جز نقش نگار خوش نباشد
جان نقد محقر است حافظ از بهر نثار خوش نباشد

 

غزل ۱۶۳

درباره حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین حافظ شیرازی (حدود ۷۲۷ – ۷۹۲ هجری قمری برابر با ۷۰۶ - ۷۶۹ هجری شمسی)، شاعر بزرگ سدهٔ هشتم ایران (برابر قرن چهاردهم میلادی) و یکی از سخنوران نامی جهان است. بیش‌تر شعرهای او غزل هستند که به‌غزلیات حافظ شهرت دارند. گرایش حافظ به شیوهٔ سخن‌پردازی خواجوی کرمانی و شباهت شیوهٔ سخنش با او مشهور است او از مهمترین تأثیرگذاران بر شاعران پس از خود شناخته می‌شود. در قرون هجدهم و نوزدهم اشعار او به زبان‌های اروپایی ترجمه شد و نام او بگونه‌ای به‌محافل ادبی جهان غرب نیز راه یافت. هرساله در تاریخ ۲۰ مهرماه مراسم بزرگداشت حافظ در محل آرامگاه او در شیراز با حضور پژوهشگران ایرانی و خارجی برگزار می‌شود. در ایران این روز را روز بزرگداشت حافظ نامیده‌اند.

۲ دیدگاه

  1. معاني لغات(163)
    خوش : مطبوع طرف چمن :گوشه چمن ، كنار چمن.

    طواف بستان :گردش بستان ، دَورِبستان .

    لاله عذار: لاله رخ ، چهره لاله مانند ، زيبا روي . هزا ر : بلبل شكر لب: شيرين لب.

    كنار: آغوش ، كنايه از در گرفتن.

    بندد: به بندد. هر نقش كه دست عقل بندد: هرتصويري كه دست عقل آن را نقش بندد نقش نگار :تصوير محبوب

    نقد محقر: كه بي ازرزش ، پول ناچيز . نثار: افشاندن ، تقديم به خاكپاي.

    معانی ابيات غزل(163)

    (1)تماشاي گل ، بدون ديدن چهره يار و فصل بهار بدون شراب دلچسب نيست.

    (2) گوشه چمن و گردش باغ بي وجود زيبارويي مطبوع نيست.

    (3) جنبش نشاط انگيز شاخه سرو و حالت و لطف گل ،بدون آواز بلبل دلنشين نيست .

    (4) با يار نوشين لب و لطيف اندام بودن ، بدون بوسه و هم آغوشي لطفي ندارد .

    (5) هر تصويري كه دست عقل آن را رسم كند ، جز تصوير ي كه از معشوق مي كشد زيبا نيست .

    (6) جان ، سكه بي ارزشي است كه براي ريختن و تقديم به پاي دوست مناسب نيست.

    شرح ابيات غزل(163)

    وزن غزل: مفعول مفاعلن فعولن

    بحر غزل: هزج مسدس اخرب محذوف

    *

    اين غزل حاصل کارگاه ايام شباب و مر حله يي كه شاعر به طرف كمال سير مي كند ، مي باشد . شاعر در بيت پنجم اين غزل را در برابر عشق معزول و محكوم مي كند ، شيوه يي كه عرفا بدان روي آورده و بر پايه جهان بيني عرفاني خود را بر روي آن قرار مي دهند . بايد د انست وزن انتخابي غزل هم براي گنجانيدن مضامين عرفاني و تشبيهات چندان در خور وشايسته نبوده و بدين سبب شاعر در دوره كمال براي باز گو كردن مفاهيم عرفاني ، از اوزان مناسب تر بهره مي جويد . غزلي است عاشقانه ، با عبارات ساده كه براي انتخاب ، به عنوان ترانه براي ساز و آواز نشاط آور مناسبت كامل دارد. در بعضي از نسخ بيت زير :

    باغ و گل و مُل خوش است ليكن بي صحبت يار خوش نباشد

    در جاي بيت پنجم غزل به صورت هفت بيتي در آمده است كه در صورت قبول اين بيت ، شايسته است به جاي بيت دوم غزل قرار گيرد تا از لحاظ ارتباط معنا و موقعيت قافيه ، وضعيت مناسبتري به خود بگيرد. در پايان ، منظور شاعر از (دست عقل بندد) نقش و نگاري است كه به منظور زيبايي بوسيله حنا ، بر روي دست ها مي بسته اند و هنوز هم در بين قبايل عرب مرسوم است .
    شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی

  2. معانی لغات(۱۶۳)
    خوش : مطبوع طرف چمن :گوشه چمن ، کنار چمن.

    طواف بستان :گردش بستان ، دَورِبستان .

    لاله عذار: لاله رخ ، چهره لاله مانند ، زیبا روی . هزا ر : بلبل شکر لب: شیرین لب.

    کنار: آغوش ، کنایه از در گرفتن.

    بندد: به بندد. هر نقش که دست عقل بندد: هرتصویری که دست عقل آن را نقش بندد نقش نگار :تصویر محبوب

    نقد محقر: که بی ازرزش ، پول ناچیز . نثار: افشاندن ، تقدیم به خاکپای.

    معانی ابیات غزل(۱۶۳)

    (۱)تماشای گل ، بدون دیدن چهره یار و فصل بهار بدون شراب دلچسب نیست.

    (۲) گوشه چمن و گردش باغ بی وجود زیبارویی مطبوع نیست.

    (۳) جنبش نشاط انگیز شاخه سرو و حالت و لطف گل ،بدون آواز بلبل دلنشین نیست .

    (۴) با یار نوشین لب و لطیف اندام بودن ، بدون بوسه و هم آغوشی لطفی ندارد .

    (۵) هر تصویری که دست عقل آن را رسم کند ، جز تصویر ی که از معشوق می کشد زیبا نیست .

    (۶) جان ، سکه بی ارزشی است که برای ریختن و تقدیم به پای دوست مناسب نیست.

    شرح ابیات غزل(۱۶۳)

    وزن غزل: مفعول مفاعلن فعولن

    بحر غزل: هزج مسدس اخرب محذوف

    *

    این غزل حاصل کارگاه ایام شباب و مر حله یی که شاعر به طرف کمال سیر می کند ، می باشد . شاعر در بیت پنجم این غزل را در برابر عشق معزول و محکوم می کند ، شیوه یی که عرفا بدان روی آورده و بر پایه جهان بینی عرفانی خود را بر روی آن قرار می دهند . باید د انست وزن انتخابی غزل هم برای گنجانیدن مضامین عرفانی و تشبیهات چندان در خور وشایسته نبوده و بدین سبب شاعر در دوره کمال برای باز گو کردن مفاهیم عرفانی ، از اوزان مناسب تر بهره می جوید . غزلی است عاشقانه ، با عبارات ساده که برای انتخاب ، به عنوان ترانه برای ساز و آواز نشاط آور مناسبت کامل دارد. در بعضی از نسخ بیت زیر :

    باغ و گل و مُل خوش است لیکن بی صحبت یار خوش نباشد

    در جای بیت پنجم غزل به صورت هفت بیتی در آمده است که در صورت قبول این بیت ، شایسته است به جای بیت دوم غزل قرار گیرد تا از لحاظ ارتباط معنا و موقعیت قافیه ، وضعیت مناسبتری به خود بگیرد. در پایان ، منظور شاعر از (دست عقل بندد) نقش و نگاری است که به منظور زیبایی بوسیله حنا ، بر روی دست ها می بسته اند و هنوز هم در بین قبایل عرب مرسوم است .
    شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.