قطعات
-
شمارهٔ ۹۶
نشان آخر عهد و زوال ملک ویست که در مصالح بیچارگان نظر نکند به دست خویش مکن خانگاه خود ویران…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۹۷
آنکه در حضرت بیچون تو قربی دارد گر جهانی به هم آید به بعیدش نکنند وآنکه در نامهٔ او خامهٔ…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۹۱
نفس ظالم، مثال زنبورست که جهانش ز دست مینالند صبر کن تا بیوفتد روزی که همه پای بر سرش مالند
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۹۳
بدین الحان داودی عجب نیست که مرغان هوا حیران بمانند خدای این حافظان ناخوش آواز بیامرزاد اگر ساکن بخوانند
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۹۴
چو نیکبخت شدی ایمن از حسود مباش که خار دیدهٔ بدبخت نیکبختانند چو دستشان نرسد لاجرم به نیکی خویش بدی…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۹۲
آسیا سنگ ده هزار منی به دور مرد از کمر بگردانند لیکن از زیر به زبر بردن به هزار آدمیش…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۸۸
هر کجا دردمندی از سر شوق گوش بر نالهٔ حمام کند چارپایی برآورد آواز وان تلذذ برو حرام کند حیف…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۹۰
ز دور چرخ چه نالی ز فعل خویش بنال که از گزند تو مردم هنوز مینالند نگفتمت که چو زنبور…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۸۹
حاکم ظالم به سنان قلم دزدی بیتیر و کمان میکند گله ما را گله از گرگ نیست این همه بیداد…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۸۴
بسیار برفتند و به جایی نرسیدند ارباب فنون با همه علمی که بخواندند توفیق سعادت چو نباشد چه توان کرد؟…
بیشتر بخوانید »