سعدی

  • غزل ۱۶

    خوشتر از دوران عشق ایام نیست بامداد عاشقان را شام نیست مطربان رفتند و صوفی در سماع عشق را آغاز…

    بیشتر بخوانید »
  • غزل ۱۰

    فلک با بخت من دایم به کینست که با من بخت و دوران هم به کینست گهم خواند جهان گاهی…

    بیشتر بخوانید »
  • غزل ۱۱

    آن را که جای نیست همه شهر جای اوست درویش هر کجا که شب آید سرای اوست بی‌خانمان که هیچ…

    بیشتر بخوانید »
  • غزل ۱۲

    آن به که چون منی نرسد در وصال دوست تا ضعف خویش حمل کند بر کمال دوست رشک آیدم ز…

    بیشتر بخوانید »
  • غزل ۶

    ای یار ناگزیر که دل در هوای تست جان نیز اگر قبول کنی هم برای تست غوغای عارفان و تمنای…

    بیشتر بخوانید »
  • غزل ۷

    مقصود عاشقان دو عالم لقای تست مطلوب طالبان به حقیقت رضای تست هر جا که شهریاری و سلطان و سروریست…

    بیشتر بخوانید »
  • غزل ۸

    درد عشق از تندرستی خوشترست ملک درویشی ز هستی خوشترست عقل بهتر می‌نهد از کاینات عارفان گویند مستی خوشترست خود…

    بیشتر بخوانید »
  • غزل ۹

    منزل عشق از جهانی دیگرست مرد عاشق را نشانی دیگرست بر سر بازار سربازان عشق زیر هر داری جوانی دیگرست…

    بیشتر بخوانید »
  • غزل ۲

    ما قلم در سر کشیدیم اختیار خویش را اختیار آنست کو قسمت کند درویش را آنکه مکنت بیش از آن…

    بیشتر بخوانید »
  • غزل ۳

    ای که انکار کنی عالم درویشان را تو ندانی که چه سودا و سرست ایشان را گنج آزادگی و کنج…

    بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا