سعدی
-
تکه ۲۳
ای یار ناسامان من از من چرا رنجیدهای؟ وی درد و ای درمان من از من چرا رنجیدهای؟ ای سرو…
بیشتر بخوانید » -
تکه ۱۷
چه درد دلست اینچه من درفتادم که در دام مهر تو دلبر فتادم؟ چه بد کرده بودم که ناگه ازینسان…
بیشتر بخوانید » -
تکه ۱۸
من از تو هیچ نبریدم که هستی یار دلبندم تو را چون بندهای گشتم به فرمانت کمر بندم سواری چیست…
بیشتر بخوانید » -
تکه ۱۹
من این نامه که اکنون مینویسم به آب چشم پر خون مینویسم ازین در بر نوشتم نامه لیکن نه آن…
بیشتر بخوانید » -
تکه ۱۳ – خسرو من چون به بارگاه (برآید)
خسرو من چون به بارگاه برآید نعره و فریاد از سپاه برآید عاشق صادق ز خان و مان بگریزد مرد…
بیشتر بخوانید » -
تکه ۱۴
باد بهاری وزید، از طرف مرغزار باز به گردون رسید، نالهٔ هر مرغزار سرو شد افراخته، کار چمن ساخته نعره…
بیشتر بخوانید » -
تکه ۱۵
ایا نسیم سحر بوی زلف یار بیار قرار دل ز سر زلف بیقرار بیار سلامی از من مسکین بدان صنوبر…
بیشتر بخوانید » -
تکه ۱۶
اگر چه دل به کسی داد، جان ماست هنوز به جان او که دلم بر سر وفاست هنوز ندانم از…
بیشتر بخوانید » -
تکه ۹
ما ترک سر بگفتیم، تا دردسر نباشد غیر از خیال جانان، در جان و سر نباشد در روی هر سپیدی،…
بیشتر بخوانید » -
تکه ۱۰
بخت و دولت به برم زآب روان باز آمد وز سعادت به سرم سرو روان باز آمد پیر بودم به…
بیشتر بخوانید »