غزلیات
-
غزل شمارهٔ ۳۲۰۰
هذا طبیبی، عند الدوآء هذا حبیبی، عند الوء هذا لباسی، هذا کناسی هذا شرابی، هذا غذایی هذا انیسی، عندالفراق هذا…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۳۱۹۹
الام طماعیه العاذل ولا رأی فیالحب للعاقل برادر، مرا در چنین بیدلی ملامت رها کن، اگر عاقلی یراد منالطبع نسیانکم…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۳۱۹۸
گهی پردهسوزی، گهی پردهداری تو سر خزانی، تو جان بهاری خزان و بهار از تو شد تلخ و شیرین توی…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۳۱۹۷
سیدی ایم هو کی، خذیدی ایم هو کی ارنی وجهک ساعه، نقتدی ایم هو کی من ردا اکرامکم، نرتدی ایم…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۳۱۹۶
بار منست او بچه نغزی، خواجه اگرچه همه مغزی چون گذری بر سر کویش، پای نکونه که نلغزی حدثنی صاحب…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۳۱۹۵
درهم شکن چو شیشه خود را، چو مست جامی بد نام عشق جان شو، اینست نیکنامی پرذوق، چون صراحی بنشین،…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۳۱۹۴
وقتت خوش ای حبیبی، بشنو بحق یاری ارحم حنین قلبی لا تسع فی ضراری دل را مکن چو خاره، مگزین…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۳۱۹۳
غدرالعشق فزلت قدمی مزجالفرقه دمعی بدمی و حنیالقلب بما اورثنی ندما فی ندم فی ندم کره الحجب وجودی و نی…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۳۱۹۲
لا یغرنک سد هوس عن رایی کم قصور هدمت من عوج الارآء اشتهی انصح لکن لسانی قفلت اننی انصح بالصمت…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۳۱۹۱
کالی تیشی آینوسؤای افندی چلبی نیمشب بر بام مایی، تا کرا میطلبی گه سیهپوش و عصایی، که منم کالویروس گه…
بیشتر بخوانید »