دیوان شمس
-
غزل شمارهٔ ۱۳۹۰
بازآمدم بازآمدم از پیش آن یار آمدم در من نگر در من نگر بهر تو غمخوار آمدم شاد آمدم شاد…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۳۸۹
ای پاک رو چون جام جم وز عشق آن مه متهم این مرگ خود پیدا کند پاکی تو را کم…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۳۸۸
ای نفس کل صورت مکن وی عقل کل بشکن قلم ای مرد طالب کم طلب بر آب جو نقش قدم…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۳۸۷
هین خیره خیره می نگر اندر رخ صفراییم هر کس که او مکی بود داند که من بطحاییم زان لاله…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۳۸۶
آمد بهار ای دوستان منزل به سروستان کنیم تا بخت در رو خفته را چون بخت سرو استان کنیم همچون…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۳۸۵
بس جهد می کردم که من آیینه نیکی شوم تو حکم می کردی که من خمخانه سیکی شوم خمخانه خاصان…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۳۸۴
عشقا تو را قاضی برم کاشکستیم همچون صنم از من نخواهد کس گوا که شاهدم نی ضامنم مقضی تویی قاضی…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۳۸۳
تا من بدیدم روی تو ای ماه و شمع روشنم هر جا نشینم خرمم هر جا روم در گلشنم هر…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۳۸۲
ای ساقی روشن دلان بردار سغراق کرم کز بهر این آوردهای ما را ز صحرای عدم تا جان ز فکرت…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۳۸۱
هرگز ندانم راندن مستی که افتد بر درم در خانه گر می باشدم پیشش نهم با وی خورم مستی که…
بیشتر بخوانید »