دیوان شمس
-
غزل شمارهٔ ۱۴۸۰
خیزید مخسپید که نزدیک رسیدیم آواز خروس و سگ آن کوی شنیدیم والله که نشانهای قروی ده یارست آن نرگس…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۴۷۹
آن خانه که صد بار در او مایده خوردیم بر گرد حوالی گه آن خانه بگردیم ماییم و حوالی گه…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۴۷۸
المنه لله که ز پیکار رهیدیم زین وادی خم در خم پرخار رهیدیم زین جان پر از وهم کژاندیشه گذشتیم…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۴۷۷
از اول امروز چو آشفته و مستیم آشفته بگوییم که آشفته شدستیم آن ساقی بدمست که امروز درآمد صد عذر…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۴۷۶
طبیبیم حکیمیم طبیبان قدیمیم شرابیم و کبابیم و سهیلیم و ادیمیم چو رنجور تن آید چو معجون نجاحیم چو بیمار…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۴۷۵
بجوشید بجوشید که ما اهل شعاریم بجز عشق بجز عشق دگر کار نداریم در این خاک در این خاک در…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۴۷۴
حکیمیم طبیبیم ز بغداد رسیدیم بسی علتیان را ز غم بازخریدیم سبلهای کهن را غم بیسر و بن را ز…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۴۷۳
بیایید بیایید به گلزار بگردیم بر این نقطه اقبال چو پرگار بگردیم بیایید که امروز به اقبال و به پیروز…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۴۷۲
دگربار دگربار ز زنجیر بجستم از این بند و از این دام زبون گیر بجستم فلک پیر دوتایی پر از…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۴۷۱
مخمورم پرخواره اندازه نمیدانم جز شیوه آن غمزه غمازه نمیدانم یاران به خبر بودند دروازه برون رفتند من بیره و…
بیشتر بخوانید »