دیوان شمس
-
رباعی شمارهٔ ۱۷۷۵
ای دوست که دل ز دوست برداشتهای نیکوست که دل ز دوست برداشتهای دشمن چو شنیده مینگنجد از شوق در…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۷۷۴
ای خورشیدی که چهره افروختهای از پرتو آن کمال آموختهای از جملهٔ اختران که افروختهای تو بیشتری که بیشتر سوختهای
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۷۷۳
ای آنکه مرا به لطف بنواختهای در دفع کنون بهانهای ساختهای گر با همگان عشق چنین باختهای پس قیمت هیچ…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۷۷۲
ای آنکه رخت چو آتش افروختهای تا کی سوزی که صد رهم سوختهای گوئی به رخم چشم بردوختهای نی نی،…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۷۷۱
ای آنکه حریف بازی ما بدهای این مجلس جانست چرا تن زدهای چون سوسن و سرو از غم آزاد بدی…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۷۷۰
ای آنکه تو جان بنده را جان شدهای در ظلمت کفر شمع ایمان شدهای اندر دل من ترانهگویان شدهای واندر…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۷۶۹
ای آنکه تو بر فلک وطن داشتهای خود را ز جهان پاک پنداشتهای بر خاک تو نقش خویش بنگاشتهای وان…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۷۶۸
ای آنکه به لطف دلستان همهای در باغ طرب سرو روان همهای در ظاهر و باطن تو چون مینگرم کس…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۷۶۷
ای آنکه بجز شادی و جز نور نهای چون نعره زنم که از برم دور نهای هرچند نمکهای جهان از…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۷۶۶
امروز ندانم بچه دست آمدهای کز اول بامداد مست آمدهای گر خون دلم خوری ز دستت ندهم زیرا که به…
بیشتر بخوانید »