مولوی
-
غزل شمارهٔ ۱۷۹۲
این کیست این این کیست این این یوسف ثانی است این خضر است و الیاس این مگر یا آب حیوانی…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۷۹۱
بویی همیآید مرا مانا که باشد یار من بر یاد من پیمود می آن باوفا خمار من کی یاد من…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۷۹۰
دلدار من در باغ دی می گشت و می گفت ای چمن صد حور خوش داری ولی بنگر یکی داری…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۷۸۹
ای عاشقان ای عاشقان هنگام کوچ است از جهان در گوش جانم می رسد طبل رحیل از آسمان نک ساربان…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۷۸۸
تا کی گریزی از اجل در ارغوان و ارغنون نک کش کشانت می برند انا الیه راجعون تا کی زنی…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۷۸۷
گر آخر آمد عشق تو گردد ز اولها فزون بنوشت توقیعت خدا کاخرون السابقون زرین شده طغرای او ز انا…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۷۸۶
دزدیده چون جان می روی اندر میان جان من سرو خرامان منی ای رونق بستان من چون می روی بیمن…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۷۸۵
بیا بیا دلدار من دلدار من درآ درآ در کار من در کار من تویی تویی گلزار من گلزار من…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۷۸۴
علی اهل نجد الثنا و سلام و عیشتنا فی غیرهم لحرام فضیلته للفاضلین بصیره ملاحته للعاشقین قوام بصیره اهل الله…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۷۸۳
فان وفق الله الکریم وصالکم و عاین روحی حسنکم و جمالکم تصدقت بالروح العزیز لشکرها فبالله ارحموا ذلی و عشقی…
بیشتر بخوانید »