مولوی
-
غزل شمارهٔ ۱۸۶۲
چون چنگ شدم جانا آن چنگ تو دروا کن صد جان به عوض بستان وان شیوه تو با ما کن…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۸۶۱
ای قاعده مستان در همدگر افتادن استیزه گری کردن در شور و شر افتادن عاشق بتر از مست است عاشق…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۸۶۰
الا ای باد شبگیرم بیار اخبار شمس الدین خداوندم ولی دانی تو از اسرار شمس الدین کسی کز نام او…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۸۵۹
منم آن حلقه در گوش و نشسته گوش شمس الدین دلم پرنیش هجران است بهر نوش شمس الدین چو آتشهای…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۸۵۸
چو افتم من ز عشق دل به پای دلربای من از آن شادی بیاید جان نهان افتد به پای من…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۸۵۷
توقع دارم از لطف تو ای صدر نکوآیین درون مدرسه حجره به پهلوی شهاب الدین پیاده قاضیم می خوان درون…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۸۵۶
مرا هر دم همیگویی که برگو قطعه شیرین به هر بیتی یکی بوسه بده پهلوی من بنشین زهی بوسه زهی…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۸۵۵
چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون دلم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحون چه…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۸۵۴
چه دانی تو خراباتی که هست از شش جهت بیرون خرابات قدیم است آن و تو نو آمده اکنون نباشد…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۸۵۳
چو افتم من ز عشق دل به پای دلربای من از آن شادی بیاید جان نهان افتد به پای من…
بیشتر بخوانید »