مولوی
-
بخش ۵۴ – مناجات
ای دهندهٔ قوت و تمکین و ثبات خلق را زین بیثباتی ده نجات اندر آن کاری که ثابت بودنیست قایمی…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۵۳ – در بیان آنک مرد بدکار چون متمکن شود در بدکاری و اثر دولت نیکوکاران ببیند شیطان شود و مانع خیر گردد از حسد همچون شیطان کی خرمن سوخته همه را خرمن سوخته خواهد ارایت الذی ینهی عبدا اذا صلی
وافیان را چون ببینی کرده سود تو چو شیطانی شوی آنجا حسود هرکرا باشد مزاج و طبع سست او نخواهد…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۵۲ – سبب عداوت عام و بیگانه زیستن ایشان به اولیاء خدا کی بحقشان میخوانند و با آب حیات ابدی
بلک از چفسیدگی در خان و مان تلخشان آید شنیدن این بیان خرقهای بر ریش خر چفسید سخت چونک خواهی…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۵۱ – قصهٔ آن شخص کی دعوی پیغامبری میکرد گفتندش چه خوردهای کی گیج شدهای و یاوه میگویی گفت اگر چیزی یافتمی کی خوردمی نه گیج شدمی و نه یاوه گفتمی کی هر سخن نیک کی با غیر اهلش گویند یاوه گفته باشند اگر چه در آن یاوه گفتن مامورند
آن یکی میگفت من پیغامبرم از همه پیغامبران فاضلترم گردنش بستند و بردندش به شاه کین همی گوید رسولم از…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۵۰ – در معنی این بیت «گر راه روی راه برت بگشایند ور نیست شوی بهستیت بگرایند»
گر زلیخا بست درها هر طرف یافت یوسف هم ز جنبش منصرف باز شد قفل و در و شد ره…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۴۹ – در تفسیر قول مصطفی علیهالسلام من جعل الهموم هما واحدا کفاه الله سائر همومه و من تفرقت به الهموم لا یبالی الله فی ای واد اهلکه
هوش را توزیع کردی بر جهات مینیرزد ترهای آن ترهات آب هش را میکشد هر بیخ خار آب هوشت چون…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۴۸ – تفسیر و هو معکم
یک سپد پر نان ترا بیفرق سر تو همی خواهی لب نان در به در در سر خود پیچ هل…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۴۷ – در تفسیر قول مصطفی علیهالسلام لا بد من قرین یدفن معک و هو حی و تدفن معه و انت میت ان کان کریما اکرمک و ان کان لیما اسلمک و ذلک القرین عملک فاصلحه ما استطعت صدق رسولالله
پس پیمبر گفت بهر این طریق باوفاتر از عمل نبود رفیق گر بود نیکو ابد یارت شود ور بود بد…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۴۶ – مثال عالم هست نیستنما و عالم نیست هستنما
نیست را بنمود هست و محتشم هست را بنمود بر شکل عدم بحر را پوشید و کف کرد آشکار باد…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۴۵ – تفسیر اسفل سافلین الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات فلهم اجر غیر ممنون
لیک گر باشد طبیبش نور حق نیست از پیری و تب نقصان و دق سستی او هست چون سستی مست…
بیشتر بخوانید »