مولوی
-
رباعی شمارهٔ ۵۵۵
ای روز برآ که ذرهها رقص کنند آن کس که از او چرخ و هوا رقص کنند جانها ز خوشی…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۵۵۴
ای دوست مگو تو بندهای یا آزاد بنده که خرد برای زشتی و فساد ای دست برآورده ترا دست که…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۵۵۳
ای دل سر آرزو به پای اندر بند امید به فضل راهنمای اندر بند چون حاجت تو کسی روا مینکند…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۵۵۲
ای دل این ره به قیل و قالت ندهند جز بر در نیستی وصالت ندهند وانگاه در آن هوا که…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۵۵۱
ای دل اگرت رضای دلبر باید آن باید کرد و گفت کو فرماید گر گوید خون گری مگوی از چه…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۵۵۰
ای دل اثر صبح گه شام که دید یک عاشق صادق نکونام که دید فریاد همی زنی که من سوختهام…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۵۴۹
ای اهل مناجات که در محرابید منزل دور است یک زمان بشتابید وی اهل خرابات که در غرقابید صد قافله…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۵۴۸
ای اهل صفا که در جهان گردانید از بهر بتی چرا چنین حیرانید آنرا که شما در این جهان جویانید…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۵۴۷
ایام وصال یار گوئی که نبود وان دولت بیشمار گوئی که نبود از یار بجز فراق بر جای نماند رفت…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۵۴۶
ای اطلس دعوی ترا معنی برد فردا به قیامت این عمل خواهی برد شرمت بادا اگر چنین خواهی زیست ننگت…
بیشتر بخوانید »