مثنوی معنوی
-
بخش ۲۵ – قصهٔ هاروت و ماروت و دلیری ایشان بر امتحانات حق تعالی
پیش ازین زان گفته بودیم اندکی خود چه گوییم از هزارانش یکی خواستم گفتن در آن تحقیقها تا کنون وا…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۴ – تفسیر ولتعرفنهم فی لحن القول
گفت یزدان مر نبی را در مساق یک نشانی سهلتر ز اهل نفاق گر منافق زفت باشد نغز و هول…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۳ – تشبیه فرعون و دعوی الوهیت او بدان شغال کی دعوی طاوسی میکرد
همچو فرعونی مرصع کرده ریش برتر از عیسی پریده از خریش او هم از نسل شغال ماده زاد در خم…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۲ – دعوی طاوسی کردن آن شغال کی در خم صباغ افتاده بود
و آن شغال رنگرنگ آمد نهفت بر بناگوش ملامتگر بکفت بنگر آخر در من و در رنگ من یک صنم…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۱ – آمن بودن بلعم باعور کی امتحانها کرد حضرت او را و از آنها روی سپید آمده بود
بلعم باعور و ابلیس لعین ز امتحان آخرین گشته مهین او بدعوی میل دولت میکند معدهاش نفرین سبلت میکند کانچ…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۰ – چرب کردن مرد لافی لب و سبلت خود را هر بامداد به پوست دنبه و بیرون آمدن میان حریفان کی من چنین خوردهام و چنان
پوست دنبه یافت شخصی مستهان هر صباحی چرب کردی سبلتان در میان منعمان رفتی که من لوت چربی خوردهام در…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۹ – افتادن شغال در خم رنگ و رنگین شدن و دعوی طاوسی کردن میان شغالان
آن شغالی رفت اندر خم رنگ اندر آن خم کرد یک ساعت درنگ پس بر آمد پوستش رنگین شده که…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۸ – رسیدن خواجه و قومش به ده و نادیده و ناشناخته آوردن روستایی ایشان را
بعد ماهی چون رسیدند آن طرف بینوا ایشان ستوران بی علف روستایی بین که از بدنیتی میکند بعد اللتیا والتی…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۷ – نواختن مجنون آن سگ را کی مقیم کوی لیلی بود
همچو مجنون کو سگی را مینواخت بوسهاش میداد و پیشش میگداخت گرد او میگشت خاضع در طواف هم جلاب شکرش…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۶ – رفتن خواجه و قومش به سوی ده
خواجه و بچگان جهازی ساختند بر ستوران جانب ده تاختند شادمانه سوی صحرا راندند سافروا کی تغنموا بر خواندند کز…
بیشتر بخوانید »