مثنوی معنوی
-
بخش ۲۱۵ – فسخ عزایم و نقضها جهت با خبر کردن آدمی را از آنک مالک و قاهر اوست و گاه گاه عزم او را فسخ ناکردن و نافذ داشتن تا طمع او را بر عزم کردن دارد تا باز عزمش را بشکند تا تنبیه بر تنبیه بود
عزمها و قصدها در ماجرا گاه گاهی راست میآید ترا تا به طمع آن دلت نیت کند بار دیگر نیتت…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۱۴ – منجذب شدن جان نیز به عالم ارواح و تقاضای او و میل او به مقر خود و منقطع شدن از اجزای اجسام کی هم کندهٔ پای باز روحاند
گوید ای اجزای پست فرشیم غربت من تلختر من عرشیم میل تن در سبزه و آب روان زان بود که…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۱۳ – جذب هر عنصری جنس خود را کی در ترکیب آدمی محتبس شده است به غیر جنس
خاک گوید خاک تن را باز گرد ترک جان کن سوی ما آ همچو گرد جنس مایی پیش ما اولیتری…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۱۲ – ملاقات آن عاشق با صدر جهان
آن بخاری نیز خود بر شمع زد گشته بود از عشقش آسان آن کبد آه سوزانش سوی گردون شده در…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۱۱ – رسیدن بانگ طلسمی نیمشب مهمان مسجد را
بشنو اکنون قصهٔ آن بانگ سخت که نرفت از جا بدان آن نیکبخت گفت چون ترسم چو هست این طبل…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۱۰ – تفسیر آیت واجلب علیهم بخیلک و رجلک
تو چو عزم دین کنی با اجتهاد دیو بانگت بر زند اندر نهاد که مرو زان سو بیندیش ای غوی…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۰۹ – بقیهٔ ذکر آن مهمان مسجد مهمانکش
باز گو کان پاکباز شیرمرد اندر آن مسجد چه بنمودش چه کرد خفت در مسجد خود او را خواب کو…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۰۸ – مثل زدن در رمیدن کرهٔ اسپ از آب خوردن به سبب شخولیدن سایسان
آنک فرمودست او اندر خطاب کره و مادر همیخوردند آب میشخولیدند هر دم آن نفر بهر اسپان که هلا هین…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۰۷ – جواب طعنهزننده در مثنوی از قصور فهم خود
ای سگ طاعن تو عو عو میکنی طعن قرآن را برونشو میکنی این نه آن شیرست کز وی جان بری…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۰۶ – تفسیر یا جبال اوبی معه والطیر
روی داود از فرش تابان شده کوهها اندر پیش نالان شده کوه با داود گشته همرهی هردو مطرب مست در…
بیشتر بخوانید »