مقطعات حافظحافظ
قطعه ۱۴- دل منه بر دنیی و اسباب او

| دل منه بر دنیی و اسباب او | زانکه از وی کس وفاداری ندید |
| کس عسل بینیش از این دکان نخورد | کس رطب بیخار از این بستان نچید |
| هر به ایامی چراغی بر فروخت | چون تمام افروخت بادش دردمید |
| بی تکلف هر که دل بر وی نهاد | چون بدیدی خصم خود میپرورید |
| شاه غازی خسرو گیتیستان | آنکه از شمشیر او خون میچکید |
| گه به یک حمله سپاهی میشکست | گه به هویی قلبگاهی میدرید |
| از نهیبش پنجه میافکند شیر | در بیابان نام او چون میشنید |
| سروران را بیسبب میکرد حبس | گردنان را بیخطر سر میبرید |
| عاقبت شیراز و تبریز و عراق | چون مسخر کرد وقتش در رسید |
| آنکه روشن بد جهانبینش بدو | میل در چشم جهانبینش کشید |

تمام قطعه به جز بیت آخر در باره ی شیخ مبارزالدین محمد بن مظفر{ امیر مبارزالدین } است که چه خونریزی ها کرد و ظلمها
بیت آنتهایی بهایی ست که می پردازد ، به دست پسرش شاه شجاع کور میشود{چشمهایش را میل می کشند} و پس از مدتی می میرد ، طریقه ی میل کشیدن هم بدین صورت بوده که میله ی آهنی را در کوره آتش سرخ می کردند و به چشم محکوم نزدیک میکردند تا کاسه ی چشم از حرارت پخته شود.