فردوسی
-
بخش ۳
دلارای چون آن سخنها شنید یکی باد سرد از جگر برکشید ز دارا ز دیده ببارید خون که بد ریخته…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۴
ز عموریه مادرش را بخواند چو آمد سخنهای دارا براند بدو گفت نزد دلارای شو به خوبی به پیوند گفتار…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲
بفرمود تا پیش او شد دبیر قلم خواست چینی و رومی حریر نویسنده از کلک چون خامه کرد سوی مادر…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱
سکندر چو بر تخت بنشست گفت که با جان شاهان خرد باد جفت که پیروزگر در جهان ایزدست جهاندار کز…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۹
به نزدیک اسکندر آمد وزیر که ای شاه پیروز و دانشپذیر بکشتیم دشمنت را ناگهان سرآمد برو تاج و تخت…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۰
ز کرمان کس آمد سوی اصفهان به جایی که بودند ز ایران مهان به نزدیک پوشیدهرویان شاه بیامد یکی مرد…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۸
چو آن پاسخ نامه دارا بخواند ز کار جهان در شگفتی بماند سرانجام گفت این ز کشتن بتر که من…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۷
دبیر جهاندیده را پیش خواند بیاورد نزدیک گاهش نشاند یکی نامه بنوشت با داغ و درد دو دیده پر از…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۵
چو دارا ز پیش سکندر برفت به هر سو سواران فرستاد تفت از ایران سران و مهان را بخواند درم…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۶
سکندر چو از کارش آگاه شد که دارا به تخت افسر ماه شد سپه برگرفت از عراق و براند به…
بیشتر بخوانید »