هر روز دلم به زیر باری دگر است در دیده من ز هجر خاری دگر است من جهد همیکنم قضا…
بیشتر بخوانید »ماهم که رخش روشنی خور بگرفت گرد خط او چشمه کوثر بگرفت دلها همه در چاه زنخدان انداخت وآنگه سر…
بیشتر بخوانید »امشب ز غمت میان خون خواهم خفت وز بستر عافیت برون خواهم خفت باور نکنی خیال خود را بفرست تا…
بیشتر بخوانید »نی قصه آن شمع چگل بتوان گفت نی حال دل سوخته دل بتوان گفت غم در دل تنگ من از…
بیشتر بخوانید »اول به وفا می وصالم درداد چون مست شدم جام جفا را سرداد پر آب دو دیده و پر از…
بیشتر بخوانید »نی دولت دنیا به ستم میارزد نی لذت مستیاش الم میارزد نه هفت هزار ساله شادی جهان این محنت هفت…
بیشتر بخوانید »هر دوست که دم زد ز وفا دشمن شد هر پاکروی که بود تردامن شد گویند شب آبستن و این…
بیشتر بخوانید »چون غنچه گل قرابهپرداز شود نرگس به هوای می قدح ساز شود فارغ دل آن کسی که مانند حباب هم…
بیشتر بخوانید »با می به کنار جوی میباید بود وز غصه کنارهجوی میباید بود این مدت عمر ما چو گل ده روز…
بیشتر بخوانید »این گل ز بر همنفسی میآید شادی به دلم از او بسی میآید پیوسته از آن روی کنم همدمیاش کز…
بیشتر بخوانید »
