حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین حافظ شیرازی (حدود ۷۲۷ – ۷۹۲ هجری قمری برابر با ۷۰۶ - ۷۶۹ هجری شمسی)، شاعر بزرگ سدهٔ هشتم ایران (برابر قرن چهاردهم میلادی) و یکی از سخنوران نامی جهان است. بیش‌تر شعرهای او غزل هستند که به‌غزلیات حافظ شهرت دارند. گرایش حافظ به شیوهٔ سخن‌پردازی خواجوی کرمانی و شباهت شیوهٔ سخنش با او مشهور است او از مهمترین تأثیرگذاران بر شاعران پس از خود شناخته می‌شود. در قرون هجدهم و نوزدهم اشعار او به زبان‌های اروپایی ترجمه شد و نام او بگونه‌ای به‌محافل ادبی جهان غرب نیز راه یافت. هرساله در تاریخ ۲۰ مهرماه مراسم بزرگداشت حافظ در محل آرامگاه او در شیراز با حضور پژوهشگران ایرانی و خارجی برگزار می‌شود. در ایران این روز را روز بزرگداشت حافظ نامیده‌اند.
مقطعات حافظ

قطعه ۳۱- آن میوه بهشتی کمد به دستت ای جان

آن میوه بهشتی کمد به دستت ای جان در دل چرا نکشتی از دست چون بهشتی تاریخ این حکایت گر…

بیشتر بخوانید »
مقطعات حافظ

قطعه ۳۲- خسروا دادگرا شیردلا بحرکفا

خسروا دادگرا شیردلا بحرکفا ای جلال تو به انواع هنر ارزانی همه آفاق گرفت و همه اطراف گشاد صیت مسعودی…

بیشتر بخوانید »
مقطعات حافظ

قطعه ۳۳- ساقیا باده که اکسیر حیات است بیار

ساقیا باده که اکسیر حیات است بیار تا تن خاکی من عین بقا گردانی چشم بر دور قدح دارم و…

بیشتر بخوانید »
مقطعات حافظ

قطعه ۳۴- پادشاها لشکر توفیق همراه تو اند

پادشاها لشکر توفیق همراه تو اند خیز اگر بر عزم تسخیر جهان ره می‌کنی با چنین جاه و جلال از…

بیشتر بخوانید »
رباعیات حافظ

رباعی ۰۱- جز نقش تو در نظر نیامد ما را

جز نقش تو در نظر نیامد ما را جز کوی تو رهگذر نیامد ما را خواب ارچه خوش آمد همه…

بیشتر بخوانید »
رباعیات حافظ

رباعی ۰۲- بر گیر شراب طرب‌انگیز و بیا

بر گیر شراب طرب‌انگیز و بیا پنهان ز رقیب سفله بستیز و بیا مشنو سخن خصم که بنشین و مرو…

بیشتر بخوانید »
رباعیات حافظ

رباعی ۰۳- گفتم که لبت، گفت لبم آب حیات

گفتم که لبت، گفت لبم آب حیات گفتم دهنت، گفت زهی حب نبات گفتم سخن تو، گفت حافظ گفتا شادی…

بیشتر بخوانید »
رباعیات حافظ

رباعی ۰۴- ماهی که قدش به سرو می‌ماند راست

ماهی که قدش به سرو می‌ماند راست آیینه به دست و روی خود می‌آراست دستارچه‌ای پیشکشش کردم گفت وصلم طلبی…

بیشتر بخوانید »
رباعیات حافظ

رباعی ۰۵- من باکمر تو در میان کردم دست

من باکمر تو در میان کردم دست پنداشتمش که در میان چیزی هست پیداست از آن میان چو بربست کمر…

بیشتر بخوانید »
رباعیات حافظ

رباعی ۰۶- تو بدری و خورشید تو را بنده شده‌ست

تو بدری و خورشید تو را بنده شده‌ست تا بنده تو شده‌ست تابنده شده‌ست زان روی که از شعاع نور…

بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا