از چرخ به هر گونه همیدار امید وز گردش روزگار میلرز چو بید گفتی که پس از سیاه رنگی نبود…
بیشتر بخوانید »ایام شباب است شراب اولیتر با سبز خطان باده ناب اولیتر عالم همه سر به سر رباطیست خراب در جای…
بیشتر بخوانید »خوبان جهان صید توان کرد به زر خوش خوش بر از ایشان بتوان خورد به زر نرگس که کله دار…
بیشتر بخوانید »سیلاب گرفت گرد ویرانه عمر وآغاز پری نهاد پیمانه عمر بیدار شو ای خواجه که خوش خوش بکشد حمال زمانه…
بیشتر بخوانید »عشق رخ یار بر من زار مگیر بر خسته دلان رند خمار مگیر صوفی چو تو رسم رهروان میدانی بر…
بیشتر بخوانید »در سنبلش آویختم از روی نیاز گفتم من سودازده را کار بساز گفتا که لبم بگیر و زلفم بگذار در…
بیشتر بخوانید »مردی ز کننده در خیبر پرس اسرار کرم ز خواجه قنبر پرس گر طالب فیض حق به صدقی حافظ سر…
بیشتر بخوانید »چشم تو که سحر بابل است استادش یا رب که فسونها برواد از یادش آن گوش که حلقه کرد در…
بیشتر بخوانید »ای دوست دل از جفای دشمن درکش با روی نکو شراب روشن درکش با اهل هنر گوی گریبان بگشای وز…
بیشتر بخوانید »ماهی که نظیر خود ندارد به جمال چون جامه ز تن برکشد آن مشکین خال در سینه دلش ز نازکی…
بیشتر بخوانید »
