غزلیات حافظحافظ

غزل ۲۱۲- یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود

یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بودو از لب ساقی شرابم در مذاق افتاده بود
از سر مستی دگر با شاهد عهد شبابرجعتی می‌خواستم لیکن طلاق افتاده بود
در مقامات طریقت هر کجا کردیم سیرعافیت را با نظربازی فراق افتاده بود
ساقیا جام دمادم ده که در سیر طریقهر که عاشق وش نیامد در نفاق افتاده بود
ای معبر مژده‌ای فرما که دوشم آفتابدر شکرخواب صبوحی هم وثاق افتاده بود
نقش می‌بستم که گیرم گوشه‌ای زان چشم مستطاقت و صبر از خم ابروش طاق افتاده بود
گر نکردی نصرت دین شاه یحیی از کرمکار ملک و دین ز نظم و اتساق افتاده بود
حافظ آن ساعت که این نظم پریشان می‌نوشتطایر فکرش به دام اشتیاق افتاده بود

 

غزل ۲۱۲

حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین حافظ شیرازی (حدود ۷۲۷ – ۷۹۲ هجری قمری برابر با ۷۰۶ - ۷۶۹ هجری شمسی)، شاعر بزرگ سدهٔ هشتم ایران (برابر قرن چهاردهم میلادی) و یکی از سخنوران نامی جهان است. بیش‌تر شعرهای او غزل هستند که به‌غزلیات حافظ شهرت دارند. گرایش حافظ به شیوهٔ سخن‌پردازی خواجوی کرمانی و شباهت شیوهٔ سخنش با او مشهور است او از مهمترین تأثیرگذاران بر شاعران پس از خود شناخته می‌شود. در قرون هجدهم و نوزدهم اشعار او به زبان‌های اروپایی ترجمه شد و نام او بگونه‌ای به‌محافل ادبی جهان غرب نیز راه یافت. هرساله در تاریخ ۲۰ مهرماه مراسم بزرگداشت حافظ در محل آرامگاه او در شیراز با حضور پژوهشگران ایرانی و خارجی برگزار می‌شود. در ایران این روز را روز بزرگداشت حافظ نامیده‌اند.

نوشته های مشابه

2 دیدگاه

  1. کار گران‌سنگ جناب استاد گرمارودی را می‌ستایم و مراتب امتنان خویش را به‌جهت بهره‌هایی که از خوانش‌شان برده‌ام به پیش‌گاه مبارکشان عرضه می‌دارم.
    اما در بیت پنجم این غزل‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌:
    ظاهراً ضبط واژه وثاق به ضمّ اول صحیح است که در متون فارسی در معنی اتاق به کار رفته است ولی آقای گرمارودی وثاق را به کسر اول قرائت فرموده‌اند که گویا معنای دیگری از آن در نظرشان بوده است. از آن‌جائی که با توجه به مفهوم بیت هر معنائی به‌غیر از اتاق برای کلمه وُثاق به نظرم بی‌وجه می‌آید خواستم لطف نموده این ابهام بنده را رفع فرمایند.

  2. معانی لغات غزل ( 212)

    دی سحرگه:سحرگاه ديروز.

    اتفاق افتاده بود:پيش آمد كرده بود ( كه يكي دو جام باده بنوشم).

    مذاق:ذائقه.

    در مذاق افتاده بود : در کام ریخته شده بود .

    شاهد عهد شباب:محبوب زيبا روي دوره جواني.

    رجعت:برگشتن شوی به سوي همسري كه مطلّقه شده.

    طلاق افتادن:رها شدن از قيد نكاح و در اين جا منظور طلاق قطعي غير قابل رجعت و بازگشت است.

    مقامات: مراحل، درجات، مراتب، جمع مقام.

    طریقت:روش و مسلك، تزكيه باطن، دومين منزل از منازل سه گانه ، ارباب سلوك ( شريعت –طريقت- حقيقت)راهي كه به خدا مي رسد.

    عافیت:صحت وسلامت

    .نظربازی:جمال پرستي ، در علم نظر بينا بودن.

    دمادم: پياپي ، پشت سرهم ، دم به دم.

    عاشق وش:عاشق وار ، عاشق مانند .

    سیر طریق: سير سلوك، طي كردن راه وصول به حقّ جلّ و علاّ.

    نفاق: دورويي و دورنگي

    .در نفاق افتاده بود: در راه نفاق افتاده بود ، اهل دو رنگي بود

    .مُعَبِّر:تعبير كننده خواب، خواب گُزار .

    شکر خواب صبوحی :روياي شيرين بامدادي .

    هم وِثاق: هم اطاق.

    نقش می بستم: نقشه مي كشيدم ، در اين خيال بودم.

    گوشه: كنار.گیرمگوشه یی:گوشه گيري كنم، به گوشه يي پناه ببرم.

    طاقت: تاب وتوان.

    طاق: ( در برابر جفت ) يگانه ، بي همتا .

    طاق افتاده بود: به نهايت بي طاقتي رسيده بود، از طاقت افتاده بود

    .نصرت:ياري.

    نصرت دین: ياري دين.

    نصره الدّین:لقب شاه يحيي

    اتّساق:انتظام، ترتيب دادن.

    معانی ابیات غزل(212)

    (1) سحر گاه دیروز چنین پیش آمد که چند جامی بزنم و از شوق بوسیدن لب ساقی، شراب به کامم شیرین و خوشگوار آمد. (2) به سبب مستی می خواستم بار دیگر با محبوبه دوره جوانی ، رجوع کنم ، اما میان ما طلاق قطعی واقع شده بود. (3) در راه طریقت به هر کجا و به هر مرحله که رسیدیم ، دیدیم که کار جمال پرستی با سلامت و ایمنی منافات و فاصله دارد.(4) ساقی! دم به دم جام می بده که در طی طریقت الی الله ، هر کس که عاشقانه و مستانه گام ننهاد به کوره راه دو رنگی و نفاق خواهدشد. (5) ای خوابگزار ، تعبیری خوش و خوب بنما که در رویای شیرین بامدادی شب پیش، دیدم که خورشید با من هم اطاق شده بود. (6) در این نقشه و تدبیرم بودم که از آن چشم مست دوری و کناره گبری کنم اما از دوری آن خم ابرو ، صبرو طاقتم طاق شده بود. (7) آن ساعتی که حافظ این شعر مغشوش را ( که هر بیتی مفهومی دارد) می سرود ، پرنده فکرش در بند آرزوهای دل افتاده و حالتی آشفته داشت. (8) اگر شاه یحیی از روی جوانمردی به یاری دین نمی شتافت ، کار و کشور و دین از روش صحیح و نظم وترتیب خارج می شد.

    شرح ابیات غزل( 212)

    وزن غزل: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات

    بحر غزل: رمل مثمن مقصور

    *

    در میان رجال آل مظفر شاه یحیی از همه بی ارزشتر و فاقد صفات مثبت بود. او مردی لئیم و بد قول و منافق بود بارها پیمان شکنی کرد و بارها بر علیه پدر زن خود به توطئه پرداخت در یورش اول تیمور به ایران ملاقات او شتافت و اظهار عبودیت کرد و به همین سبب پس از مرگ شاه شجاع و در زمان سلطان زین العابدین که نامه تیمور را بی پاسخ گذاشته بود از طرف تیمور به حکمت شیراز منصوب شد ( سال 789 . این حاکم بخیل لئیم را حافظ از قبل می شناخت و چنانکه در فصل( چراحافظ به یزد تبعید شد) گفتیم از او خبری ندیده بود شاعر در بیت اول در کمال لطافت و زیرکی می گوید که ( در زمان سلطنت شاه یحیی به شیراز) دیشب سحر در عالم خواب ، خواب دیدم که یکی دو پیاله شراب نصیبم شد و در اشتیاق بوسه ساقی دررویا نوشیدم و به دنبال آن دربیت دوم می گوید بعد از مست شدن خواستم با شاهد عهد شباب خود یعنی شاه شجاع دوباره رجوع کنم اما متاسفانه بین ما طلاق بائن و قطعی افتاده ، یعنی او از دست رفته بود . در اين بیت شاعر اشاره به طلاق رجعی و طلاق بائن دارد و می دانیم که در طلاق رجعی هر گاه زمان عده بین زن وشوهر قبلی مقاربت انجام شود طلاق خود به خود باطل می شود ولی پس از طلاق قطعی یا بائن بایستی دوباره خطبه عقد جاری شود و کلاً تلمحی است به آیه 230 سوره بقره . مفاد دو بیت اول غزل در واقع یاد حسرت گونه یی از گذشته است که شاعر چنان ماهرانه بیان کرده است در این غزل مفاد سایر ابیات همانطور که که در شرح ابیات این غزل آمد، جدا جدا دل نشین ، لیکن بین آنها چه از لحاظ تعبیر و ایهام و چه از لحاظ شرح حال عاشقی با مطالب عرفانی روابطی بر قرار نیست و به همینسبب حافظ در بیت مقطع که خود به خوبی از این حال آگاه بوده می فرماید وقتی که من این غزل را می سرودم طایر فکرم در بند آرزوهای دل ، حالی بس آشفته داشت . و بدینوسیله شاعر، خوانندگان خود را در جریان پریشان احوالی خویش می گذارد . آنگاه به این بیت غزل بیتی می افزاید و می گوید اگر شاه یحیی به حمایت از دین بر نمی خاست کار دین وملک از دست می رفت و این بیت الحاقی به جز چند نسخه در اکثر نسخ خطی دیده نمی شود ومعلوم می شود که بعداً حذف شده است.

    در پایان توجه خوانندگان محترم را به مفاد و ایهام بیت ششم این غزل معطوف می دارد . شاعر می گوید ای معبر و ای خوابگزار تعبیر خوش و دلنشینی از این خواب دیشب من به عمل آور، زیرا دیشب خواب می دیدم که با خورشید هم اتاق شده بودم و این اشاره یی است به جایگاه خورشید در آسمان چهارم یعنی جایی که حضرت مسیح پس از به دار کشیدن به آنجا رفت . در واقع شاعر مرگ خود را پیش بینی می کند و می خواهد بگوید که من به زودی از دست این نامردان خلاص خواهم شد و در کمتر از 2 سال از سرودن این غزل به سرای باقی شتافت.
    شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا