کرم به جای فروماندگان چو نتوانی مروتست نه چندانکه خود فرومانی
به نیکی و بدی آوازه در بسیط جهان سه کس برند رسول و غریب و بازرگان
از بهر دل یکی به دست آوردن مطبوع نباشد دگری آزردن
دلت خوش باد و چشم از بخت روشن به کام دوستان و رغم دشمن
خفتی و به خفتنت پراکنده شدیم برخاستی و به دیدنت زنده شدیم
گر بلندت کسی دهد دشنام به که ساکن دهی جواب سلام
هر که آمد بر خدای قبول نکند هیچش از خدا مشغول
ای پیک نامه بر که خبر میبری به دوست یا لیت اگر به جای تو من بودمی رسول
بد نه نیکست بیخلافت ولیک مرد خالی نباشد از بد و نیک
با هر کسی به مذهب وی باید اتفاق شرطست یا موافقت جمع یا فراق