ملحقات و مفردات سعدیسعدی

تکه ۵

چشم تو طلسم جاودانست

یا فتنهٔ آخرالزمانست

تا چشم بدی به زیر بنهد

دیگر به کرشمه در نهانست

ما را به کرشمه صید کردست

چشمست که چو چشم آهوانست

با لشکر غمزهٔ تو در شهر

( … ) الامانست

پیکان خدنگ غمزهٔ تو

شک نیست که زهر بی‌کمانست

از لعل لب شکرفشانت

یک بوسه به صد هزار جانست

ارزان شده است بوسهٔ تو

ارزان چه بود که رایگانست

هستم همه ساله دست بر سر

چون پای فراق در میانست

گویند صبور باش سعدی

این کار به گفت دیگرانست

سعدی

ابومحمد مُصلِح‌الدین بن عَبدُالله نامور به سعدی شیرازی و مشرف الدین (۵۸۵ یا ۶۰۶ – ۶۹۱ هجری قمری، برابر با: ۵۶۸ یا ۵۸۸ - ۶۷۱ هجری شمسی) شاعر و نویسندهٔ پارسی‌گوی ایرانی است. آوازهٔ او بیشتر به خاطر نظم و نثر آهنگین، گیرا و قوی اوست. جایگاهش نزد اهل ادب تا بدان‌جاست که به وی لقب استاد سخن و شیخ اجل داده‌اند. آثار معروفش کتاب گلستان در نثر و بوستان در بحر متقارب و نیز غزلیات و دیوان اشعار اوست که به این سه اثر کلیات سعدی می‌گویند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا