باب اول در سیرت پادشاهانسعدی
حکایت شمارهٔ ۱۱

درویشی مستجاب الدعوه در بغداد پدید آمد حجاج یوسف را خبر کردند بخواندش و گفت دعای خیری بر من کن. گفت خدایا جانش بستان گفت از بهر خدای این چه دعاست گفت این دعای خیرست ترا و جمله مسلمانان را
ای زبردست زیر دست آزار
گرم تا کی بماند این بازار
به چه کار آیدت جهانداری
مردنت به که مردم آزاری

این شعر سعدی را دکتر محمد مصدق با کمال شجاعت رودر رو خطاب به رضا شاه گفت و به زندان افتاد روحش شاد برای ایستادگی در مقابل این شاه قزاق قلدر
عجب. حیفه این همه استعداد تو جعل تاریخ همینجوری هدر بره.