باب سوم در عشق و مستی و شور
-
حکایت در معنی اهل محبت
شنیدم که بر لحن خنیاگری به رقص اندر آمد پری پیکری ز دلهای شوریده پیرامنش گرفت آتش شمع در دامنش…
بیشتر بخوانید » -
سر آغاز
خوشا وقت شوریدگان غمش اگر زخم بینند و گر مرهمش گدایانی از پادشاهی نفور به امیدش اندر گدایی صبور دمادم…
بیشتر بخوانید » -
در محبت روحانی
چو عشقی که بنیاد آن بر هواست چنین فتنهانگیز و فرمانرواست عجب داری از سالکان طریق که باشند در بحر…
بیشتر بخوانید » -
تقریر عشق مجازی و قوت آن
تو را عشق همچون خودی ز آب و گل رباید همی صبر و آرام دل به بیداریش فتنه برخد و…
بیشتر بخوانید »