رباعیات
-
رباعی شمارهٔ ۳۳۴
دی آنکه ز سوی بام بر ما نگریست یا جان فرشته است یا روح پریست مرده است هرآنکه بیچنین روح…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۳۳۳
دوش از سر لطف یار در من نگریست گفتا بیما چگونه توانی بزیست گفتم به خدا چنانکه ماهی بیآب گفتا…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۳۳۲
دور است ز تو نظر بهانه اینست کاین دیدهٔ ما هنوز صورت بین است اهلیت روی تو ندارد لیکن چون…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۳۳۱
دل یاد تو کرد چون طرب می انگیخت والله که نخورد آنقدح را و بریخت دل قالب مرده دید خود…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۳۳۰
دل یاد تو کرد چون به عشرت بنشست جام از ساقی ربود و انداخت شکست شوریده برون جست نه هشیار…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۳۲۹
دل رفت و سر راه دل استان بگرفت وز عشق دو زلف او بدندان بگرفت پرسید کی تو چون دهان…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۳۲۸
دل رفت بر کسیکه بیماش خوش است غم خوش نبود ولیک غمهاش خوش است جان میطلبد نمیدهم روزی چند جانرا…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۳۲۷
دل در بر هر که هست از دلبر ماست هرجا جهد این برق از آن گوهر ماست هر زر که…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۳۲۶
دل در بر من زنده برای غم تست بیگانهٔ خلق و آشنای غم تست لطفی است که میکند غمت با…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۳۲۵
دلدارم گفت کان فلان زنده ز چیست جانش چو منم عجب که بیجان چون زیست گریان گشتم گفت که اینطرفهتر…
بیشتر بخوانید »