
آن کون خر کز حاسدی عیسی بود تشویش او
صد کیر خر در کون او صد تیز سگ در ریش او
خر صید آهو کی کند خر بوی نافه کی کشد
یا بول خر را بو کند یا گه بود تفتیش او
هر جوی آب اندررود آن ماده خر بولی کند
جو را زیان نبود ولی واجب بود تعطیش او
خر ننگ دارد ز آن دغل از حق شنو بل هم اضل
ای چون مخنث غنج او چون قحبگان تخمیش او
خامش کنم تا حق کند او را سیه روی ابد
من دست در ساقی زنم چون مستم از تجمیش او


من دوست دارم تفسیر این شعر رو بدونم. حقیقتن از مولانا توقع نداشتم اینطوری بگه😅
سلام بر شما
این ابیات پس از فشار های اجتماعی متعدد وفراوانی که بر مولوی بخاطر همنشینی با شمس بر آنها روا شد ، برای جواب تحقیرآمیز به مخالفین شمس سرائیده شده است.
کاملا درست است، یعنی افرادی که هیچ اطلاعی از چیزی و کسی ندارند و اظهار نظر های انتقادی هم میکنند، اونها انواع تهمت ها و حرفهای زشت را به شمس نسبت میدادند و حتی خواهان کشتن شمس بودند این سخنان برای مولانا بسیار دردناک بود و پاسخ های تندی به آنها میداد، در این غزل هم میگوید بهتر است سخنی در باره اش نگوییم مانند جویی که خری در آن میافتد یا بول میکند با آنکه به آب جو نمیتواند لطمه بزند اما بهتراست فعلا آب را متوقف کنیم.
سلام عزیزان این بیانات توجیه پذیر نیست . چرا فردوسی که 30 سال همراه تقیه و بصورت پنهانی زندگی کرد حنی در خفای خود از چنین الفاظی استفاده نکرد یا جامی یا سعدی !!!!!! حقیقت من به اصل موضوع شک دارم که چنین موردی دارای سندیت و اعتبار هست ؟