غزلیات
-
غزل شمارهٔ ۳۱۹۰
سلبالعشق فادی، حصلالیوم مرادی بزن ای مطرب عارف، که زهی دولت و شادی اذنالعشق تعالوا، لتذوقوا و تنالوا هله ای…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۳۱۸۹
یا ساقی اسقنی براح عجل فقد استضا صباحی واستنور جمله النواحی یا معتمدی و یا شفایی یا ساقیتی و نور…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۳۱۸۸
ادر کاسی و دعنی عن فنونی جننت فلا تحدث من جنونی نه چون ماندست ما را، نی چگونه ندانم تو…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۳۱۸۷
اتیالنیروز مسرورالجنان یحاکی لطفه لطفالجنان بهار از پردهٔ غم جست بیرون به کف بر، جامهای شادمانی سقوا من نهره روضالامالی…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۳۱۸۶
بگو ای تازه رو، کم کن ملولی که تو رو تازه از اصل اصولی خیالی گول گیری گر بیاید چنین…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۳۱۸۵
عزیزی و کریم و لطف داری ولیکن دور شو، چون هوشیاری نشاید عاشقان را یار هشیار ز هشیاران نیاید هیچ…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۳۱۸۴
کسی کو را بود خلق خدایی ازو یابند جانهای بقایی به روزی پنج نوبت بر در او همی کوبند کوس…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۳۱۸۳
ای جان، چندان خوبی، نوباوهٔ یعقوبی خرخاشی، آشوبی، جانها را مطلوبی جان جان مایی، معنی اسمایی هستی اشیایی سر فتنهٔ…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۳۱۸۲
بغداد همانست که دیدی و شنیدی رو دلبر نوجوی، چو دربند قدیدی؟! زین دیک جهان یک دو سه کفگیر بخوردی…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۳۱۸۱
ما انصف ندمانی، لو انکر ادمانی فالقهوه من شرطی، لاالتوبه من شانی ریحان به سفال اندر بسیار بود دانی آن…
بیشتر بخوانید »