غزلیات
-
غزل شمارهٔ ۲۹۲۰
ای بهار سبز و تر شاد آمدی وی نگار سیمبر شاد آمدی درفکندی در سر و جان فتنهای ای حیات…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۹۱۹
گر سران را بیسری درواستی سرنگونان را سری درواستی از برای شرح آتشهای غم یا زبانی یا دلی برجاستی یا…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۹۱۸
میزنم حلقه در هر خانهای هست در کوی شما دیوانهای مرغ جان دیوانه آن دام شد دام عشق دلبری دردانهای…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۹۱۷
هیچ خمری بیخماری دیدهای هیچ گل بیزخم خاری دیدهای در گلستان جهان آب و گل بی خزانی نوبهاری دیدهای چونک…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۹۱۶
مرحبا ای پرده تو آن پردهای کز جهان جان نشان آوردهای برگذر از گوش و بر جانها بزن ز آنک…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۹۱۵
خوش بود گر کاهلی یک سو نهی وز همه یاران تو زوتر برجهی هست سرتیزی شعار شیر نر هست دم…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۹۱۴
ناگهان اندردویدم پیش وی بانگ برزد مست عشق او که هی هیچ میدانی چه خون ریز است او چون تویی…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۹۱۳
باز چون گل سوی گلشن میروی با توام گر چه که بیمن میروی صدزبان شد سوسن اندر شرح تو گلرخا…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۹۱۲
با من ای عشق امتحانها میکنی واقفی بر عجزم اما میکنی ترجمان سر دشمن میشوی ظن کژ را در دلش…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۹۱۱
طبع چیزی نو به نو خواهد همی چیز نو نو راهرو خواهد همی سر نو خواهی که تا خندان شود…
بیشتر بخوانید »