غزلیات
-
غزل شمارهٔ ۲۶۰
چرخ فلک با همه کار و کیا گرد خدا گردد چون آسیا گرد چنین کعبه کن ای جان طواف گرد…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۵۹
پیش کش آن شاه شکرخانه را آن گهر روشن دردانه را آن شه فرخ رخ بیمثل را آن مه دریادل…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۵۸
گر بنخسبی شبی ای مه لقا رو به تو بنماید گنج بقا گرم شوی شب تو به خورشید غیب چشم…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۵۷
لعل لبش داد کنون مر مرا آنچ تو را لعل کند مر مرا گلبن خندان به دل و جان بگفت…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۵۶
داد دهی ساغر و پیمانه را مایه دهی مجلس و میخانه را مست کنی نرگس مخمور را پیش کشی آن…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۵۵
خیز صبوحی کن و درده صلا خیز که صبح آمد و وقت دعا کوزه پر از می کن و در…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۵۴
باده ده آن یار قدح باره را یار ترش روی شکرپاره را منگر آن سوی بدین سو گشا غمزه غمازه…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۵۳
چند نهان داری آن خنده را آن مه تابنده فرخنده را بنده کند روی تو صد شاه را شاه کند…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۵۲
نذر کند یار که امشب تو را خواب نباشد ز طمع برتر آ حفظ دماغ آن مدمغ بود چونک سهر…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۵۱
پیشتر آ پیشتر ای بوالوفا از من و ما بگذر و زوتر بیا پیشتر آ درگذر از ما و من…
بیشتر بخوانید »