غزلیات
-
غزل شمارهٔ ۴۵۰
از بامداد روی تو دیدن حیات ماست امروز روی خوب تو یا رب چه دلرباست امروز در جمال تو خود…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۴۴۹
جانا جمال روح بسی خوب و بافرست لیکن جمال و حسن تو خود چیز دیگرست ای آنک سالها صفت روح…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۴۴۸
امروز روز نوبت دیدار دلبرست امروز روز طالع خورشید اکبرست دی یار قهرباره و خون خواره بود لیک امروز لطف…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۴۴۷
ای گل تو را اگر چه که رخسار نازکست رخ بر رخش مدار که آن یار نازکست در دل مدار…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۴۴۶
گر چپ و راست طعنه و تشنیع بیهدهست از عشق برنگردد آن کس که دلشدهست مه نور میفشاند و سگ…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۴۴۵
این طرفه آتشی که دمی برقرار نیست گر نزد یار باشد وگر نزد یار نیست صورت چه پای دارد کو…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۴۴۴
ساقی بیار باده که ایام بس خوشست امروز روز باده و خرگاه و آتش است ساقی ظریف و باده لطیف…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۴۴۳
از دل به دل برادر گویند روزنیست روزن مگیر گیر که سوراخ سوزنیست هر کس که غافل آمد از این…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۴۴۲
بر عاشقان فریضه بود جست و جوی دوست بر روی و سر چو سیل دوان تا بجوی دوست خود اوست…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۴۴۱
بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست بگشای لب که قند فراوانم آرزوست ای آفتاب حسن برون آ دمی ز…
بیشتر بخوانید »