غزلیات
-
غزل شمارهٔ ۴۷۰
ای غم اگر مو شوی پیش منت بار نیست در شکرینه یقین سرکه انکار نیست گر چه تو خون خوارهای…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۴۶۹
ای غم اگر مو شوی پیش منت بار نیست پر شکرست این مقام هیچ تو را کار نیست غصه در…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۴۶۸
با وی از ایمان و کفر باخبری کافریست آنک از او آگهست از همه عالم بریست آه که چه بیبهرهاند…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۴۶۷
آنک چنان میرود ای عجب او جان کیست سخت روان میرود سرو خرامان کیست حلقه آن جعد او سلسله پای…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۴۶۶
باز درآمد به بزم مجلسیان دوست دوست گر چه غلط میدهد نیست غلط اوست اوست گاه خوش خوش شود گه…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۴۶۵
کار ندارم جز این کارگه و کارم اوست لاف زنم لاف لاف چونک خریدارم اوست طوطی گویا شدم چون شکرستانم…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۴۶۴
نوبت وصل و لقاست نوبت حشر و بقاست نوبت لطف و عطاست بحر صفا در صفاست درج عطا شد پدید…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۴۶۳
هر نفس آواز عشق میرسد از چپ و راست ما به فلک میرویم عزم تماشا که راست ما به فلک…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۴۶۲
یوسف کنعانیم روی چو ماهم گواست هیچ کس از آفتاب خط و گواهان نخواست سرو بلندم تو را راست نشانی…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۴۶۱
شاه گشادست رو دیده شه بین که راست باده گلگون شه بر گل و نسرین که راست شاه در این…
بیشتر بخوانید »