دیوان شمس
-
رباعی شمارهٔ ۱۱۳۵
از طبع ملول دوست ما میدانیم وز غایت عاشقیش می رنجانیم شرمنده و ترسنده نبرد راهی تا راه حجاب ماست…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۱۳۴
از صنع برآیم بر صانع باشم حاشا که زبون هیچ مانع باشم چون مطبخ حق ز لوت مالامالست تا چند…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۱۳۳
از شور و جنون رشک جنان را بزدم ز آشفته دلی راحت جان را بزدم جانیکه بدان زندهام و خندانم…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۱۳۲
از سوز غم تو آتش میطلبم وز خاک در تو مفرشی میطلبم از ناخوشی خویش به جان آمدهام از حضرت…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۱۳۱
از روی تو من همیشه گلشن بودم وز دیدن تو دو دیده روشن بودم من میگفتم چشم بد از روی…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۱۳۰
از درد همیشه من دوا میبینم در قهر و جفا لطف و وفا میبینم در صحن زمین به زیر نه…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۱۲۹
از خویش خوشم نی نباشد خوشیم از خود گرمم نه آب و نی آتشیم چندان سبکم به عشق کاندر میزان…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۱۲۸
از خویشتن بجستن آرزو میکندم آزاد نشستن آرزو میکندم در بند مقامات همی بودم من وان بند گسستن آرزو میکندم
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۱۲۷
از خاک در تو چون جدا میباشم با گریه و ناله آشنا میباشم چون شمع ز گریه آبرو میدارم چون…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۱۲۶
از جوی خوشاب دوست آبی خوردم خوش کردم و خوش خوردم و خوش آوردم خود را بر جوش آسیابی کردم…
بیشتر بخوانید »