دیوان شمس
-
رباعی شمارهٔ ۱۱۴۵
امروز یکی گردش مستانه کنم وز کاسهٔ سر ساغر و پیمانه کنم امروز در این شهر همی گردم مست میجویم…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۱۴۴
امروز همه روز به پیش نظرم او بود از آن خراب و زیر و زبرم از غایت حاضری چنین مهجورم…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۱۴۳
امروز چو حلقه مانده بیرون دریم با حلقه حریف گشته همچون کمریم چون حلقهٔ چشم اگر حریف نظریم باید که…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۱۴۲
المنهالله که به تو پیوستم وز سلسلهٔ بند فراقت رستم من بادهٔ نیستی چنان خوردستم حز روز ازل تا بابد…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۱۴۱
افتاده مرا عجب شکاری چکنم واندر سرم افکنده خماری چکنم سالوسم و زاهدم ولیکن در راه گر بوسه دهد مرا…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۱۴۰
اسرار ز دست دادمی نتوانم وانرا بسزا گشاد می نتوانم چیزیست درونم که مرا خوش دارد انگشت بر او نهادمی…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۱۳۹
از هرچه که آن خوشست نهی است مدام تا ره نزند خوشی از این مردم عام ورنه می و چنگ…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۱۳۸
از مطبخ غمهاش بلا میرسدم هر لحظه به صد گونه ابا میرسدم بوی جگر سوخته هر دم زدنی بر مایدهٔ…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۱۳۷
از عشق تو من بلند قد میگردم وز شوق تو من یکی به صد میگردم گویند مرا بگرد او میگردی…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۱۳۶
از عشق تو گشتم ارغنون عالم وز زخمهٔ تو فاش شده احوالم ماننده چنگ شده همه اشکالم هر پرده که…
بیشتر بخوانید »