دیوان شمس
-
غزل شمارهٔ ۵۰
ای بگرفته از وفا گوشه کران چرا چرا بر من خسته کردهای روی گران چرا چرا بر دل من که…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۴۹
با تو حیات و زندگی بیتو فنا و مردنا زانک تو آفتابی و بیتو بود فسردنا خلق بر این بساطها…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۴۸
ماه درست را ببین کو بشکست خواب ما تافت ز چرخ هفتمین در وطن خراب ما خواب ببر ز چشم…
بیشتر بخوانید » -
-
غزل شمارهٔ ۴۶
دی بنواخت یار من بنده غم رسیده را داد ز خویش چاشنی جان ستم چشیده را هوش فزود هوش را…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۴۵
با لب او چه خوش بود گفت و شنید و ماجرا خاصه که در گشاید و گوید خواجه اندرآ با…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۴۴
در دو جهان لطیف و خوش همچو امیر ما کجا ابروی او گره نشد گر چه که دید صد خطا…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۴۳
کاهل و ناداشت بدم کام درآورد مرا طوطی اندیشه او همچو شکر خورد مرا تابش خورشید ازل پرورش جان و…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۴۲
کار تو داری صنما قدر تو باری صنما ما همه پابسته تو شیر شکاری صنما دلبر بیکینه ما شمع دل…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۴۱
شمع جهان دوش نبد نور تو در حلقه ما راست بگو شمع رخت دوش کجا بود کجا سوی دل ما…
بیشتر بخوانید »