دیوان شمس
-
رباعی شمارهٔ ۱۶۱۵
بفروخت مرا یار به یک دسته تره باشد که مرا واخرد آن یار سره نیکو مثلی زده است صاحب شجره…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۶۱۴
بازچیهٔ قدرت خدائیم همه او راست توانگری گدائیم همه بر یکدگر این زیادتی جستن چیست آخر ز در یکی سرائیم…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۶۱۳
باز آمد یار با دلی چون خاره وز خارهٔ او این دل من صد پاره در مجلس من بودم و…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۶۱۲
ای میر ملیحان و مهان شیی الله وی راحت و آرامش جان شیی الله ای آنکه بهر صبح به پیش…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۶۱۱
ای کوران را به لطف ره بین کرده وی گبران را پیشرو دین کرده درویشان را به ملک خسرو کرده…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۶۱۰
ای سرو ز قامت تو قد دزدیده گل پیش رخ تو پیرهن بدریده بردار یکی آینه از بهر خدای تا…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۶۰۹
ای روز الست ملک و دولت رانده وی بنده ترا چو قل هو الله خوانده چون روشنی روز در آی…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۶۰۸
ای دوست مرا دمدمه بسیار مده کاین دمدمه میخورد ز من هر که و مه جان و سر تو که…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۶۰۷
ای در طلب گرهگشائی مرده در وصل بزاده وز جدائی مرده ای در لب بحر تشنه در خواب شده و…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۶۰۶
ای خواب مرا بسته و مدفون کرده شب را و مرا بیخود و مجنون کرده جان را به فسون گرم…
بیشتر بخوانید »