دیوان شمس
-
غزل شمارهٔ ۱۸۰۰
هذا رشاد الکافرین هذا جزاء الصابرین هذا معاد الغابرین نعم الرجا نعم المعین صد آفتاب از تو خجل او خوشه…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۷۹۹
در غیب پر این سو مپر ای طایر چالاک من هم سوی پنهان خانه رو ای فکرت و ادراک من…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۷۹۸
ای یار من ای یار من ای یار بیزنهار من ای دلبر و دلدار من ای محرم و غمخوار من…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۷۹۷
ای دل شکایتها مکن تا نشنود دلدار من ای دل نمیترسی مگر از یار بیزنهار من ای دل مرو در…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۷۹۶
دلدار من در باغ دی می گشت و می گفت ای چمن صد حور کش داری ولی بنگر یکی داری…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۷۹۵
هین دف بزن هین کف بزن کاقبال خواهی یافتن مردانه باش و غم مخور ای غمگسار مرد و زن قوت…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۷۹۴
ای باغبان ای باغبان آمد خزان آمد خزان بر شاخ و برگ از درد دل بنگر نشان بنگر نشان ای…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۷۹۳
این کیست این این کیست این هذا جنون العاشقین از آسمان خوشتر شده در نور او روی زمین بیهوشی جانهاست…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۷۹۲
این کیست این این کیست این این یوسف ثانی است این خضر است و الیاس این مگر یا آب حیوانی…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۷۹۱
بویی همیآید مرا مانا که باشد یار من بر یاد من پیمود می آن باوفا خمار من کی یاد من…
بیشتر بخوانید »