دیوان شمس
-
رباعی شمارهٔ ۱۶۶۵
آنی که به صد شفاعت و صد زاری بر پات یکی بوسه دهم نگذاری گر آب دهی مرا اگر آتش…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۶۶۴
آنی که بر دلشدگان دیر آئی وانگاه چو آئی نفسی سیر آئی گاه آهو و گه به صورت شیر آئی…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۶۶۳
آنی تو که در صومعه مستم داری در کعبه نشسته بتپرستم داری بر نیک و بد تو مر مرا دستی…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۶۶۲
آن میوه توئی که نادر ایامی بتوان خوردن هزار من در خامی بر ما مپسند هجر و دشمن کامی کاخر…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۶۶۱
آن ظلم رسیدهای که دادش دادی وانغمزدهای که جام شادش دادی آن بادهٔ اولین فراموشش شد گر باز نمیدهی چه…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۶۶۰
آن روی ترش نگر چو قندستانی وان چشم خوشش نگر چو هندوستانی پیش قد او صف زده سروستانی پیش کف…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۶۵۹
آن روز که دیوانه سر و سودائی در سلسلهٔ دولتیان میآئی امروز از آن سلسله زان محرومی کامروز تو عاقلی…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۶۵۸
آن رطل گران را اگر ارزان کنیی اجزای جهان را همگی جان کنیی ور زان لب خیره شکرافشان کنیی که…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۶۵۷
آن را که نکرد ز هر سود ایساقی آن زهر نبود می نمود ایساقی چون بود رونده شد نبود ایساقی…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۶۵۶
آن دل که به یاد خود صبورش کردی نزدیکتر تو شد چو دورش کردی در ساغر ما ز هر تغافل…
بیشتر بخوانید »