مولوی
-
رباعی شمارهٔ ۱۹۶۵
من ذره بدم ز کوه بیشم کردی پس مانده بدم از همه پیشم کردی درمان دل خراب و ریشم کردی…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۹۶۴
من دوش به کاسهٔ رباب سحری مینالیدم ترانهٔ کاسهگری با کاسهٔ می درآمد آن رشک پری گفتا که اگر کاسه…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۹۶۳
من دوش به خواب در بدیدم قمری دریا صفتی عجایبی سیمبری امروز بگرد هر دری میگردم کز یارک دوشینه چه…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۹۶۲
من خشک لب ار با تو دم تر زدمی در عشق تو عالمی به هم برزدمی یک بوسه اگر لبم…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۹۶۱
من جمله خطا کنم صوابم تو بسی مقصود از این عمر خرابم تو بسی من میدانم که چون بخواهم رفتن…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۹۶۰
من جان تو نیستم مگو جان غلطی من جان جنیدم و سری سقطی کی باشم جان هر خری کوردلی کو…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۹۵۹
من پیر فنا بدم جوانم کردی من مرده بدم ز زندگانم کردی میترسیدم که گم شوم در ره تو اکنون…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۹۵۸
من بیدلم ای نگار و تو دلداری شاید که بهر سخن ز من نازاری یا آن دل من که بردهای…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۹۵۷
من بادم و تو برگ نلرزی چکنی کاری که منت دهم نورزی چکنی چون سنگ زدم سبوی تو بشکستم صد…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۹۵۶
من با تو چنین سوخته خرمن تا کی وز ما تو چنین کشیده دامن تا کی این کار به کام…
بیشتر بخوانید »