مولوی
-
رباعی شمارهٔ ۲۷۵
جانا غم تو ز هرچه گویی بتر است رنج دل و تاب تن و سوز جگر است از هرچه خورند…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۲۷۴
تهدید عدو چه بشنود عاشق راست میراند خر تیز بدان سو که خداست نتوان به گمان دشمن از دوست برید…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۲۷۳
تو کان جهانی و جهان نیم جو است تو اصل جهانی و جهان از تو نو است گر مشعله جهانی…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۲۷۲
تو سیر شدی من نشدم درمان چیست بنما عوض خود عوض جانان چیست گفتی که به صبر آخر ایمان داری…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۲۷۱
توبه که دل خویش چو آهن کرده است در کشتن بنده چشم روشن کرده است چون زلف تو هرچند شکن…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۲۷۰
توبه کردم که تا جانم برجاست من کج نروم نگردم از سیرت راست چندانکه نظر همی کنم از چپ و…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۲۶۹
توبه چکنم که توبهام سایهٔ تست بار سر توبه جمله سرمایهٔ توست بدتر گنهی بپیش تو توبه بود کو آن…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۲۶۸
تنها نه همین خنده و سیماش خوشست خشم و سقط و طعنه و صفراش خوشست سر خواستهٔ گر بدهم یا…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۲۶۷
تا مهر نگار باوفایم بگرفت من بودم و او چو کیمیایم بگرفت او را به هزار دست جویان گشتم او…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۲۶۶
تا من بزیم پیشه و کارم اینست صیاد نیم صید و شکارم اینست روزم اینست و روزگارم اینست آرام و…
بیشتر بخوانید »