مولوی
-
رباعی شمارهٔ ۴۴۵
هر روز حجاب بیقراران بیش است زان درد من از قطرهٔ باران بیش است آنجا که منم تا که بدانجا…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۴۴۴
هر روز به نو برآید آن دلبر مست با ساغر پرفتنهٔ پرشور بدست گر بستانم قرابهٔ عقل شکست ور نستانم…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۴۴۳
هر ذره و هر خیال چون بیداریست از شادی و اندهان ما هشیاریست بیگانه چرا نشد میان خویشان کز باخبران…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۴۴۲
هر ذره که در هوا و در هامونست نیکو نگرش که همچو ما مجنونست هر ذره اگر خوش است اگر…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۴۴۱
هر ذره که در هوا و در کیوانست بر ما همه گلشن است و هم بستانست هرچند که زر ز…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۴۴۰
هر ذره که چون گرسنه بر خوان خداست گر تا باید خورند اینخوان برپاست بر خوان ازل گرچه ز خلقان…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۴۳۹
هر درویشی که در شکست خویش است تا ظن نبری که او خیال اندیش است آنجا که سراپردهٔ آنخوش کیش…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۴۳۸
هرچند که بار آن شترها شکر است آن اشتر مست چشم او خود دگر است چشمش مست است و او…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۴۳۷
هرچند فراق پشت امید شکست هرچند جفا دو دوست آمال ببست نومید نمیشود دل عاشق مست مردم برسد بهر چه…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۴۳۶
هرچند شکر لذت جان و جگر است آن خود دگر است و شکر او دگر است گفتم که از آن…
بیشتر بخوانید »