مثنوی معنوی
-
بخش ۳۲ – کشتن وزیر خویشتن را در خلوت
بعد از آن چل روز دیگر در ببست خویش کشت و از وجود خود برست چونک خلق از مرگ او…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۳۱ – ولی عهد ساختن وزیر هر یک امیر را جداجدا
وانگهانی آن امیران را بخواند یکبیک تنها بهر یک حرف راند گفت هر یک را بدین عیسوی نایب حق و…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۳۰ – نومید کردن وزیر مریدان را از رفض خلوت
آن وزیر از اندرون آواز داد کای مریدان از من این معلوم باد که مرا عیسی چنین پیغام کرد کز…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۹ – اعتراض مریدان در خلوت وزیر
جمله گفتند ای وزیر انکار نیست گفت ما چون گفتن اغیار نیست اشک دیدهست از فراق تو دوان آه آهست…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۸ – جواب گفتن وزیر کی خلوت را نمیشکنم
گفت حجتهای خود کوته کنید پند را در جان و در دل ره کنید گر امینم متهم نبود امین گر…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۷ – مکر کردن مریدان کی خلوت را بشکن
جمله گفتند ای حکیم رخنهجو این فریب و این جفا با ما مگو چارپا را قدر طاقت با رنه بر…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۶ – دفع گفتن وزیر مریدان را
گفت هان ای سخرگان گفت و گو وعظ و گفتار زبان و گوش جو پنبه اندر گوش حس دون کنید…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۵ – مکر دیگر انگیختن وزیر در اضلال قوم
مکر دیگر آن وزیر از خود ببست وعظ را بگذاشت و در خلوت نشست در مریدان در فکند از شوق…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۴ – بیان خسارت وزیر درین مکر
همچو شه نادان و غافل بد وزیر پنجه میزد با قدیم ناگزیر با چنان قادر خدایی کز عدم صد چو…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۳ – در بیان آنک این اختلافات در صورت روش است نی در حقیقت راه
او ز یک رنگی عیسی بو نداشت وز مزاج خم عیسی خو نداشت جامهٔ صد رنگ از آن خم صفا…
بیشتر بخوانید »