مثنوی معنوی
-
بخش ۸۲ – سؤال کردن رسول روم از عمر رضیالله عنه از سبب ابتلای ارواح با این آب و گل جسم
گفت یا عمر چه حکمت بود و سر حبس آن صافی درین جای کدر آب صافی در گلی پنهان شده…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۸۱ – تفسیر و هو معکم اینما کنتم
بار دیگر ما به قصه آمدیم ما از آن قصه برون خود کی شدیم گر به جهل آییم آن زندان…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۸۰ – اضافت کردن آدم علیهالسلام آن زلت را به خویشتن کی ربنا ظلمنا و اضافت کردن ابلیس گناه خود را به خدای تعالی کی بما اغویتنی
کرد حق و کرد ما هر دو ببین کرد ما را هست دان پیداست این گر نباشد فعل خلق اندر…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۷۹ – سوال کردن رسول روم از امیرالمؤمنین عمر رضیالله عنه
مرد گفتش کای امیرالمؤمنین جان ز بالا چون در آمد در زمین مرغ بیاندازه چون شد در قفس گفت حق…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۷۸ – یافتن رسول روم امیرالمؤمنین عمر را رضیالله عنه خفته به زیر درخت
آمد او آنجا و از دور ایستاد مر عمر را دید و در لرز اوفتاد هیبتی زان خفته آمد بر…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۷۷ – آمدن رسول روم تا امیرالمؤمنین عمر رضیالله عنه و دیدن او کرامات عمر را رضیالله عنه
تا عمر آمد ز قیصر یک رسول در مدینه از بیابان نغول گفت کو قصر خلیفه ای حشم تا من…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۷۶ – تفسیر رجعنا من الجهاد الاصغر الیالجهاد الاکبر
ای شهان کشتیم ما خصم برون ماند خصمی زو بتر در اندرون کشتن این کار عقل و هوش نیست شیر…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۷۵ – پند دادن خرگوش نخچیران را کی بدین شاد مشوید
هین بملک نوبتی شادی مکن ای تو بستهٔ نوبت آزادی مکن آنک ملکش برتر از نوبت تنند برتر از هفت…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۷۴ – جمع شدن نخچیران گرد خرگوش و ثنا گفتن او را
جمع گشتند آن زمان جمله وحوش شاد و خندان از طرب در ذوق و جوش حلقه کردند او چو شمعی…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۷۳ – مژده بردن خرگوش سوی نخچیران کی شیر در چاه فتاد
چونک خرگوش از رهایی شاد گشت سوی نخچیران دوان شد تا به دشت شیر را چون دید در چه کشته…
بیشتر بخوانید »