مثنوی معنوی
-
بخش ۱۶۲ – رجوع به حکایت زید
زید را اکنون نیابی کو گریخت جست از صف نعال و نعل ریخت تو که باشی زید هم خود را…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۶۱ – گفتن پیغامبر صلی الله علیه و سلم مر زید را کی این سر را فاشتر ازین مگو و متابعت نگهدار
گفت پیغامبر که اصحابی نجوم رهروان را شمع و شیطان را رجوم هر کسی را گر بدی آن چشم و…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۶۰ – بقیهٔ قصه زید در جواب رسول صلی الله علیه و سلم
این سخن پایان ندارد خیز زید بر براق ناطقه بر بند قید ناطقه چون فاضح آمد عیب را میدراند پردههای…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۵۹ – متهم کردن غلامان و خواجهتاشان مر لقمان را کی آن میوههای ترونده را که میآوردیم او خورده است
بود لقمان پیش خواجهٔ خویشتن در میان بندگانش خوارتن میفرستاد او غلامان را به باغ تا که میوه آیدش بهر…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۵۸ – پرسیدن پیغمبر صلی الله علیه و سلم مر زید را که امروز چونی و چون برخاستی و جواب گفتن او که اصبحت ممنا یا رسول الله
گفت پیغامبر صباحی زید را کیف اصبحت ای رفیق با صفا گفت عبدا مؤمنا باز اوش گفت کو نشان از…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۵۷ – قصهٔ مری کردن رومیان و چینیان در علم نقاشی و صورتگری
چینیان گفتند ما نقاشتر رومیان گفتند ما را کر و فر گفت سلطان امتحان خواهم درین کز شماها کیست در…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۵۶ – در بیان آنک حال خود و مستی خود پنهان باید داشت از جاهلان
بشنو الفاظ حکیم پردهای سر همانجا نه که باده خوردهای چونک از میخانه مستی ضال شد تسخر و بازیچهٔ اطفال…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۵۵ – اول کسی کی در مقابلهٔ نص قیاس آورد ابلیس بود
اول آن کس کین قیاسکها نمود پیش انوار خدا ابلیس بود گفت نار از خاک بی شک بهترست من ز…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۵۴ – به عیادت رفتن کر بر همسایهٔ رنجور خویش
آن کری را گفت افزون مایهای که ترا رنجور شد همسایهای گفت با خود کر که با گوش گران من…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۵۳ – باقی قصهٔ هاروت و ماروت و نکال و عقوبت ایشان هم در دنیا بچاه بابل
چون گناه و فسق خلقان جهان میشدی بر هر دو روشن آن زمان دست خاییدن گرفتندی ز خشم لیک عیب…
بیشتر بخوانید »