مثنوی معنوی
-
بخش ۳۰ – امتحان کردن خواجهٔ لقمان زیرکی لقمان را
نی که لقمان را که بندهٔ پاک بود روز و شب در بندگی چالاک بود خواجهاش میداشتی در کار پیش…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۹ – رجوع به حکایت ذاالنون رحمه الله علیه
چون رسیدند آن نفر نزدیک او بانگ بر زد هی کیانید اتقو با ادب گفتند ما از دوستان بهر پرسش…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۸ – فهم کردن مریدان کی ذاالنون دیوانه نشد قاصد کرده است
دوستان در قصهٔ ذاالنون شدند سوی زندان و در آن رایی زدند کین مگر قاصد کند یا حکمتیست او درین…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۷ – آمدن دوستان به بیمارستان جهت پرسش ذاالنون مصری رحمه الله علیه
این چنین ذاالنون مصری را فتاد کاندرو شور و جنونی نو بزاد شور چندان شد که تا فوق فلک میرسید…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۶ – فرمودن والی آن مرد را کی این خاربن را کی نشاندهای بر سر راه بر کن
همچو آن شخص درشت خوشسخن در میان ره نشاند او خاربن ره گذریانش ملامتگر شدند پس بگفتندش بکن این را…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۵ – کلوخ انداختن تشنه از سر دیوار در جوی آب
بر لب جو بوده دیواری بلند بر سر دیوار تشنهٔ دردمند مانعش از آب آن دیوار بود از پی آب…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۴ – حسد کردن حشم بر غلام خاص
پادشاهی بندهای را از کرم بر گزیده بود بر جملهٔ حشم جامگی او وظیفهٔ چل امیر ده یک قدرش ندیدی…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۳ – قسم غلام در صدق و وفای یار خود از طهارت ظن خود
گفت نه والله بالله العظیم مالک الملک و به رحمان و رحیم آن خدایی که فرستاد انبیا نه بحاجت بل…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۲ – براه کردن شاه یکی را از آن دو غلام و ازین دیگر پرسیدن
آن غلامک را چو دید اهل ذکا آن دگر را کرد اشارت که بیا کاف رحمت گفتمش تصغیر نیست جد…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۱ – امتحان پادشاه به آن دو غلام کی نو خریده بود
پادشاهی دو غلام ارزان خرید با یکی زان دو سخن گفت و شنید یافتش زیرکدل و شیرین جواب از لب…
بیشتر بخوانید »