مثنوی معنوی
-
بخش ۸۵ – قصهٔ دقوقی رحمه الله علیه و کراماتش
آن دقوقی داشت خوش دیباجهای عاشق و صاحب کرامت خواجهای در زمین میشد چو مه بر آسمان شبروان راگشته زو…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۸۴ – سال کردن بهلول آن درویش را
گفت بهلول آن یکی درویش را چونی ای درویش واقف کن مرا گفت چون باشد کسی که جاودان بر مراد…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۸۳ – صفت بعضی اولیا کی راضیاند باحکام و لابه نکنند کی این حکم را بگردان
بشنو اکنون قصهٔ آن رهروان که ندارند اعتراضی در جهان ز اولیا اهل دعا خود دیگرند که همیدوزند و گاهی…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۸۲ – بقیهٔ حکایت نابینا و مصحف
مرد مهمان صبرکرد و ناگهان کشف گشتش حال مشکل در زمان نیمشب آواز قرآن را شنید جست از خواب آن…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۸۱ – صبرکردن لقمان چون دید کی داود حلقهها میساخت از سال کردن با این نیت کی صبر از سال موجب فرج باشد
رفت لقمان سوی داود صفا دید کو میکرد ز آهن حلقهها جمله را با همدگر در میفکند ز آهن پولاد…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۸۰ – قصهٔ خواندن شیخ ضریر مصحف را در رو و بینا شدن وقت قرائت
دید در ایام آن شیخ فقیر مصحفی در خانهٔ پیری ضریر پیش او مهمان شد او وقت تموز هر دو…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۷۹ – عذر گفتن شیخ بهر ناگریستن بر فرزندان
شیخ گفت او را مپندار ای رفیق که ندارم رحم و مهر و دل شفیق بر همه کفار ما را…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۷۸ – جزع ناکردن شیخی بر مرگ فرزندان خود
بود شیخی رهنمایی پیش ازین آسمانی شمع بر روی زمین چون پیمبر درمیان امتان در گشای روضهٔ دار الجنان گفت…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۷۷ – اجتماع اجزای خر عزیر علیه السلام بعد از پوسیدن باذن الله و درهم مرکب شدن پیش چشم عزیر علیه السلام
هین عزیرا در نگر اندر خرت که بپوسیدست و ریزیده برت پیش تو گرد آوریم اجزاش را آن سر و…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۷۶ – حکایت استر پیش شتر کی من بسیار در رو میافتم و تو نمیافتی الا به نادر
گفت استر با شتر کای خوش رفیق در فراز و شیب و در راه دقیق تو نه آیی در سر…
بیشتر بخوانید »