مثنوی معنوی
-
بخش ۲۰۵ – تشبیه صورت اولیا و صورت کلام اولیا به صورت عصای موسی و صورت افسون عیسی علیهما السلام
آدمی همچون عصای موسیاست آدمی همچون فسون عیسیاست در کف حق بهر داد و بهر زین قلب مومن هست بین…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۰۴ – بیان آنک رفتن انبیا و اولیا به کوهها و غارها جهت پنهان کردن خویش نیست و جهت خوف تشویش خلق نیست بلک جهت ارشاد خلق است و تحریض بر انقطاع از دنیا به قدر ممکن
آنک گویند اولیا در که بوند تا ز چشم مردمان پنهان شوند پیش خلق ایشان فراز صد کهاند گام خود…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۰۳ – تفسیر این خبر مصطفی علیه السلام کی للقران ظهر و بطن و لبطنه بطن الی سبعه ابطن
حرف قرآن را بدان که ظاهریست زیر ظاهر باطنی بس قاهریست زیر آن باطن یکی بطن سوم که درو گردد…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۰۲ – ذکرخیال بد اندیشیدن قاصر فهمان
پیش از آنک این قصه تا مخلص رسد دود و گندی آمد از اهل حسد من نمیرنجم ازین لیک این…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۰۱ – باقی قصهٔ مهمان آن مسجد مهمان کش و ثبات و صدق او
آن غریب شهر سربالا طلب گفت میخسپم درین مسجد بشب مسجدا گر کربلای من شوی کعبهٔ حاجتروای من شوی هین…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۰۰ – عذر گفتن کدبانو با نخود و حکمت در جوش داشتن کدبانو نخود را
آن ستی گوید ورا که پیش ازین من چو تو بودم ز اجزای زمین چون بنوشیدم جهاد آذری پس پذیرا…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۹۹ – تمثیل صابر شدن ممن چون بر شر و خیر بلا واقف شود
سگ شکاری نیست او را طوق نیست خام و ناجوشیده جز بیذوق نیست گفت نخود چون چنینست ای ستی خوش…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۹۸ – تمثیل گریختن ممن و بیصبری او در بلا به اضطراب و بیقراری نخود و دیگر حوایج در جوش دیگ و بر دویدن تا بیرون جهند
بنگر اندر نخودی در دیگ چون میجهد بالا چو شد ز آتش زبون هر زمان نخود بر آید وقت جوش…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۹۷ – جواب گفتن مهمان ایشان را و مثل آوردن بدفع کردن حارس کشت به بانگ دف از کشت شتری را کی کوس محمودی بر پشت او زدندی
گفت ای یاران از آن دیوان نیم که ز لا حولی ضعیف آید پیم کودکی کو حارس کشتی بدی طبلکی…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۹۶ – مکرر کردن عاذلان پند را بر آن مهمان آن مسجد مهمان کش
گفت پیغامبر که ان فی البیان سحرا و حق گفت آن خوش پهلوان هین مکن جلدی برو ای بوالکرم مسجد…
بیشتر بخوانید »